بررسی نقش اعتبارات در بازار مسکن

بررسی نقش اعتبارات در بازار مسکن

(جهت دریافت اصل مقاله به من ایمیل بزنیدmrafian@gmail.com)

چکیده:

رشد روز افزون تقاضای بخش مسکن و عدم پاسخگویی مکانیسم های جاری بدان همواره یکی از دغدغه های کشورها در برنامه ریزی و اجرا بوده است. در این رابطه سیاست های بسیاری تا کنون بکارگیری شده از آن میان اعتبارات نیز یکی از موضوعاتی هستند که سیاست ها حول آن تدوین می گردد و با مدیریت صحیح آن می توان در مواقع رکود، بحران و برنامه های ویژه یا به منظور  تبدیل تقاضای بالقوه به بالفعل، جهت دستیابی به مکانیسم های عمل مناسب از آن بهره جست. در طول سال های اخیر میزان اعتبار پاسخگوی نیاز مصرف کنندگان نبوده است. ایجاد تناسب بین قیمت مسکن و میزان اعتبار اعطایی جهت کار آمد شدن بیش از پیش آن ضروری است. در این مقاله به موضوعات فوق و مباحث مربوط به اعطای اعتبارات خرد به عنوان یکی از کارکردهای موثر تسهیلات مالی که بسیاری از مشکلات مربوط به روش های سنتی از جمله وثیقه و ساختمان های بدون مجوز پاسخگوست و سایر ویژگی های این مدل پرداخته می شود.

  واژگان کلیدی: اعتبارات، وام، اعتبارات(عرضه، تقاضا، مکمل، خرد)، مکانیسم عمل، سیاست های اعتباری.

 مقدمه:

حق داشتن مسکن و سرپناه مناسب ­ـ به معني محل سکونتي که داراي حداقل های خدمات جانبي باشد ـ يکي از اساسي­ترين نيازها براي زندگي با عزت و کرامت انساني است. داشتن مسکني مطمئن، ايمن و راحت از آرزوهاي ديرينه هر انساني است. بي­ترديد بهره­گيري از آزادي­ها و حقوق اساسي يک انسان در گرو زيست سالم، بي دغدغه و امن است و اين همه بدون برخورداري از سرپناهي مناسب و ايمن حاصل نمي­شود. در عين حال يکي از معضلات پيچيده جوامع بشري که در کشور ما و در مقاطع مختلف تاريخي نمود عيني و محسوسي داشته است، مشکل مسکن است.

متاسفانه تامين مسکن که به طور صریح در اصول قانون اساسي به آن اشاره شده و يک نياز ضروري و اساسي تلقي می شود، براي قشر وسيعي از مردم جامعه بويژه قشر مستضعف و دهک­های پایین درآمدی، نه تنها بعنوان يک معضل و مشکل بزرگ و دغدغه هميشگي درآمده، بلکه اکثريت اين قشر به مسکن به مثابه يک روياي دست نيافتني مي‌نگرند. گراني قيمت مسکن و بويژه زمين هاي مسکوني از يک سو و کمبود فضاي مسکوني، نسبت به جمعيت ـ بخصوص در کلان­شهرهايي مانند تهران ـ از سوي ديگر، به مسايل چالش ‌برانگيزي درآمده است که دولت هاي مختلف با آن روبرو بوده‌اند.

برای حل این مشکلات سیاست های متفاوتی ارائه گردیده است. در اکثر این سیاست ها(خانه های عمومی، برنامه های ساختمانی سوبسیددار، کمک به اجاره و...) تخصیص مبلغی از اعتبارات بدیهی فرض می شود. این مقاله ضمن بررسی مفهوم اعتبارات، مکانیسم عمل، انواع و تجارب مرتبط در این زمینه را تشریح نموده سپس یک نمونه موردی استفاده از اعتبارات، در ارتقای زاغه ها و بافت های فقیر نشین ارائه می گردد.

  کلیات:

رشد بی رویه جمعیت، مهاجرت، تغییرات وسیع در فرهنگ جامعه و تمرکز فرصت های شغلی در مراکز شهری عواملی هستند که در دهه های اخیر تقاضای مسکن را در کشور ما به سرعت افزایش داده و شکاف حدود 5/1 میلیون واحدی میان عرضه و تقاضای مسکن ایجاد نموده است.

یکی از مشکلات عمده در بخش مسکن از بعد تقاضا، شکاف میان تقاضای موثر و تقاضای بالقوه است. این در حالی است که شرایط اعتباری یکی از عوامل موثر بر تقاضای بالفعل شرایط اعتباری می باشد و اهمیت آن زمانی روشن می شود که مشکل مسکن بیشتر گریبانگیر طبقات کم درآمد و با درآمد متوسط یعنی خانوارهایی که عمدتاً تقاضای بالقوه برای مسکن دارند می باشد. در عین حال نقش اعتبارات فقط در رابطه با تقاضای مسکن نبوده و در بخش های دیگر بیشتر بدان پرداخته خواهد شد.

دسته ای دیگر از سوالات مطرح این است که ضرورت اعطای اعتبارات به بخش مسکن چیست؟ مگر جامعه نیازهای دیگر ندارد؟ چرا بجای ارائه اعتبارات برنامه توزیع مجدد (انتقال درآمد) پیش گرفته نمی شود؟ جواب این است که تخصیص اعتبارات در مواردی از لحاظ نظری و عملی جوابگو بوده است، اعطای اعتبارات از طرق گوناگون(دولتی و خصوصی) بازار را تنظیم می کند. در مواردی هم که اعتبارات به اقشار کم درآمد تعلق می گیرد، باید توجه داشت که اولویت هزینه برای آنها بخش مسکن نمی باشد و اگر راه انتقال درآمد پیش گرفته شود ممکن است در درجه اول با اولویت بخش مسکن هزینه نشود از طرفی تامین کنندگان اعتبارات ترجیح می دهند پول خود را در راه مسکن بدهند نه در راه انتقال(توزیع) درآمد(همیلتون،1375). 

تعاریف و مفاهیم مرتبط:

FINANCE: Money management (including investment, banking, etc.);

 LOAN: Lend a sum of money for a period of time; give temporarily,

 نرخ سود بانکی: استفاده از منابع داخل و خارج از بنگاه برای واحد تولید هزینه آشکار و نهان دارد. خصوصاً اینکه منابع مورد استفاده از خارج بنگاه باشد. تغییرات در این هزینه ها که با نرخ سود بانکی معرفی می شوند فعالیت بنگاه را دارای نوسان می کند.

 سرمایه گذاری ساخت: کلیه پرداختی هایی که برای ایجاد ساختمان در یک دوره معین انجام می شود، حتی اگر ساختمان در آن دوره تکمیل نشده باشد.

 بررسی پیشینه تاریخی تخصیص اعتبارات:

چگونگی تامین بودجه ی ساخت همواره یکی از مهمترین عوامل موثر در تامین مسکن بوده است، در بسیاری از کشورها عدم امکان تامین سرمایه لازم برای ساخت مسکن، عامل اصلی شکست برنامه های مسکن سازی شده است.

در قرن نوزدهم میلادی تا اوایل قرن بیستم در اغلب کشورهای صنعتی بخش خصوصی به دلیل سود آوری مسکن در آن سرمایه گذاری می کرد. در اواخر قرن نوزدهم با رشد شدید تقاضای مسکن که با وخامت وضعیت مسکن گروه های کم درآمد همراه بود و در شرایطی که مسکن سازی جذابیت خود را از دست می داد، در برخی کشورها دولت در بازار مسکن دخالت کرده و به بودجه ساخت مسکن همت گماشت. به عنوان نمونه در آلمان بودجه ی شرکت های بیمه معطوف مسکن سازی غیر انتفاعی می شد، در انگلیس، دولت بودجه ساخت واحدهای مسکونی دولتی را تامین می کرد. در دانمارک، دولت برای مسکن سازی وام می داد.

در سال های اولیه بعد از جنگ جهانی اول، به دلیل تشدید بحران مسکن، باز هم دولت ها در اغلب کشورهای صنعتی، مداخله نموده و به تامین بودجه ساخت مسکن اقدام نمودند. در آلمان 70 درصد تولید مسکن در سال های اولیه بعد از جنگ جهانی اول، به کمک سرمایه عمومی انجام می شد. در انگلیس، علاوه بر تامین بودجه ساخت علاوه بر تامین بودجه ساخت واحدهای مسکونی دولتی، دولت طرح پرداخت وام و کمک بهره برای تشویق خانه دار شدن را به اجرا درآورد. در سوئد برای ساختن خانه های دولتی وام پرداخت می شد. اما در طی این دوره تعهد دولت ها به تامین مسکن محدود و از این رو بودجه صرف شده نیز نسبت به سرمایه گذاری بخش خصوصی ناچیز بود(اهری،1375).

     پایان جنگ جهانی دوم که با تشدید بحران مسکن و وخامت آن همراه بود، ضرورت دخالت دولت ها را در بخش مسکن مطرح نمود. یکی از مهمترین عرصه های دخالت دولت در اغلب کشورهای صنعتی، تامین بودجه ساخت از طریق وام های بلند مدت با بهره کم بود که برای احداث واحد های مسکونی دولتی، تعاونی و خصوصی داده می شد. در اکثر کشورهای صنعتی در سال های اولیه پس از جنگ، دولت تنها منبع تامین کننده وام بوده است. اما در سال های بعد، با احیای بخش خصوصی که موسسات اعتباری خود را ایجاد می کند، در اغلب این کشورها هم بخش خصوصی و هم بخش دولتی در تامین مالی مسکن مشارکت می کنند که بسته به هر کشور، شیوه پرداخت وام و روش کار متفاوت است(اهری،1375).

پيشنهاد طرح تحقيقاتي براي تدوين برنامه جامع شوراي اسلامي شهر اصفهان

پيشنهاد طرح تحقيقاتي براي تدوين برنامه جامع

شوراي اسلامي شهر اصفهان

مقدمه

شوراي شهر اصفهان به عنوان نهاد تدوين‌كننده خط‌مشي براي كلانشهر تاريخي و پرعظمت ايران و جهان بار مسئوليت بسيار بزرگي را بر دوش مي‌كشد كه جز با درايت و دورانديشي و جامع‌نگري امكان انجام آن وجود ندارد. بي‌شك آينده اين شهر در گروي چگونگي اعمال راهبردي مسئولان شاغل در اين نهاد است و از اين رو بهره بردن از يافته هاي علمي و برنامه ريزي دورانديشانه بايد كاملأ مد نظر اعضاي محترم اين شورا قرار گيرد. از اين رو پيشنهاد حاضر چكيده‌اي است براي اجراي برنامه ريزي راهبردي براي ترسيم چشم‌انداز آينده كلانشهر اصفهان در چارچوب چشم‌انداز نظام جامع جمهوري اسلامي ايران.

اهداف طرح:

1) تهيه سند چشم‌انداز: تهيه سند چشم‌انداز كلانشهر اصفهان در چارچوب چشم‌انداز ايران1404. در اين سند تمام ابعاد پايتخت فرهنگ اسلامي مورد توجه قرار مي‌گيرد و با رعايت عمق ميراث ايراني-اسلامي، براي تبديل اين شهر به جذابترين شهر جهان اسلام و ارتقاي رتبه گردشگري آن در راستاي چشم‌انداز ايران 1404. در اين راستا براي جلوگيري از روياپردازي‌هاي غيرواقعي و هدفگذاريهاي غيرقابل دسترسي، وضع موجود به درستي مورد اندازه گيري و سنجش قرار مي‌گيرد و در راستاي محدوديتها و برنامه‌هاي جاري به تدوين چشم‌انداز اقدام مي‌شود.

2) تهيه برنامه راهبردي براي شوراي شهر: براي تحقق چشم انداز نياز به تدوين برنامه هاي راهبردي بلندمدت و كلان نگر است. در اين راستا پس از پايش وضع موجود برنامه هاي راهبردي وضع مي‌گردد كه كليه برنامه هاي عملياتي و تصميمات شوراي شهر بر اساس آن صورت مي‌پذيرند و به عنوان خطوط راهنماي تصميم‌گيري تلقي مي‌گردند.

3) برنامه راهبردي دبيرخانه شورا: در اين بخش به تعيين اهداف و برنامه‌ريزي كلان دبيرخانه شوراي شهر اصفهان پرداخته مي‌شود و با توجه به چارچوب جشم انداز و برنامه هاي راهبردي تدوين شده براي شوراي شهر، خط مشي دبيرخانه وضع مي‌شود و چگونگي اقدامات و رويكردهاي آتي تعيين مي‌گردند.

 

Backward Planning

 الگوي سلسله‌مراتبي براي تدوين چشم‌انداز

در اجراي اين طرح، الگوي سلسله مراتبي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در اين الگو تدوين چشم‌انداز با توجه به تعيين جايگاه چشم‌انداز در سلسله‌مراتب برنامه‌هاي آرماني تا عملياتي صورت مي‌گيرد و چشم‌انداز مبناي هر برنامه ميان‌مدت و تخصيص منابع قرار مي‌گيرد.

در حقیقت چشم‌اندازسازی این شرایط را فراهم مي‌آورد که دو گروه شاخص طراحی شوند. گروه اول شاخص‌های آینده‌نگر مبتنی بر جزئیات قابل دستیابی چشم‌انداز خواهند بود. اين شاخص‌ها، شاخص‌هاي هادي بوده و از آینده به حال طراحی می‌شوند. گروه دوم يعني شاخص‌هاي عملكردي، شاخص‌هایی هستند که مسیر روبه‌جلو حرکت کردن بر مبنای حال به آینده را طراحی مي‌نمایند. در هر مقطعي از دوره چشم‌انداز می‌باید انطباق یا عدم انطباق شاخص‌های عملکردی مبتنی بر شاخص‌های هادی مورد ارزیابی قرار گيرد. این روش از ابتکارات تفکر آینده‌ساز و چشم‌اندازسازی در جوامع مدرن و مدیریت نوین کنترل و ارزیابی استراتژیک می‌باشد.

 الگوي آبشاري براي نظارت و اجراي چشم‌انداز:

در اين الگو چشم‌انداز آرماني است كه در فاصله دوري از زمان حال قرار دارد و ‌بايستي به زمان حال برگردانده شود. چشم‌انداز برگردانده شده بايستي به اهداف كيفي و راههاي تحقق آن و برنامه‌هاي ميان‌مدت اجرايي تبديل گردد و ساختارها، سيستم‌ها و منابع در قالب طرح‌هاي اجرايي به اين برنامه‌ها تخصيص داده شود و واقعيت‌هاي آينده را تشكيل دهند كه از تصورات و اقدامات تشكيل مي‌گردد. در اين الگو هر مرحله (Stage) از فرود داراي دروازه ورود و خروج (Gate) و مراقباني (Keeper) مي‌باشد كه به‌صورت سلسله مراتبي در طول يكديگر قرار گرفته و مراحل قبل و بعد را كنترل و هدايت مي‌كنند.

شكل 6: الگوي آبشاري در نظارت و اجراي چشم‌انداز

 در تدوين اين طرح از متخصصاني از تخصص‌هاي آينده پژوهي، شهرسازي و معماري، هنر اسلامي، گردشگري، مديريت شهري، مديريت عمومي، حمل و نقل، تاريخ و ادبيات، صنايع و كليه كارشناسان و هنرمنداني كه در اجراي چنين طرحي مؤثر هستند، از دانشگاه‌هاي معتبر و سازمانهاي وابسته مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

براي سازماندهي كارگروه‌هاي تحقيقاتي و پژوهشي تشكيل خواهد شد كه به شكل ماتريسي با يكديگر در تعامل قرار مي‌گيرند تا هم در امر تدوين و هم در امر بازنگري، اعتبار و روايي كاملي براي طرح ايجاد شود.

 

از معماری ایرانی چه می دانیم؟(پی)

نوشتاری در باب پی

سابقه تاريخي پي

قديمي ترين متن موجود در خصوص پي سازي و مكانيك خاك كتيبه اي است به سه زبان ميخي پارسي ، عيلامي و بابلي كه در شوش  به دست آمده است . در بخشي از اين كتيبه آمده است كه « اين كاخ كه در شوش ساختيم تزيينات از راه دور آورده شده ، زمين به طرف پايين كنده شده تا در زمين به سنگ رسيديم وقتي حفاري انجام شد با سنگريزه فشرده پر شد تا چهل ارش و در جاي ديگر بيست ارش بر روي اين سنگريزه كاخ ساخته شد ... » (2)

کتيبه داريوش کبير، شاه هخامنشی، يافته در شوش

 

اين کتيبه دارای 58 سطر به خط ميخی پارسی است که بر طرفين یک لوح آجری کنده شده است. سطرها طوری ترتيب داده شده که 27 سطر بر روی لوح و 27 سطر بر پشت آن و يک سطر بر لبه ی بالا و سه سطر بر لبه ی پايين می باشد. ترجمه ی اين کتيبه به خط و زبان عيلامی و بابلی هم در شوش پيدا شده است.

با وجود قدمت پي سازي، مدارك قديمي در زمينه ي نحوه ي شناخت و آشنايي با مقاومت خاك بسيار كم است. از همين رو علم مكانيك خاك نيز دانش جواني به شمار مي رود. ناگفته نماند در مناطق خشك ، به ويژه فلات مركزي ايران به دليل نياز به حفر مستمر قنوات در دل زمين و در بين لايه هاي  مختلف خاك ، اطلاعات در اين زمينه توسعه علمي و عملي فراواني پيدا كرده است.

الكرجي كه در قرن پنجم هجري قمري مي زيسته درباره ي نياز به وجود كارشناسان در زمينه شناخت خاك اظهار مي دارد «حريم كاريز در خاك سخت از حريم آن درخاك سست كمتر است، البته تشخيص و تحديد اين امر موكول به آن است كه كارشناس خاك شناس باشد.» (3)

لازم به ياد آوري است كه عمليات خاكي قنوات از لحاظ پيچيدگي قابل مقايسه با عمليات ساختماني نيست ، عمليات در قنات در عمق هاي متفاوت و به دو صورت افقي و عمودي دردل خاك انجام مي يابد.

اغلب بناها در گذشته با ارتفاعي محدود و جرزهايي ضخيم ساخته مي شده اند و به دليل پخش گسترده بار نياز كمتري به پي هاي خاص احساس مي شده است . تنها در خصوص ابنيه با دهانه هاي بزرگ و ارتفاع زياد  مثل گنبد ، منار ، ميل گنبد ، ايوان اصلي كه داراي باري متمركز و سنگين هستند ، به ويژه در تاسيسات آبي ، مثل پل و آب انبار ، سد و ... به علت سختي در اجرا و حجم عمليات خاكي مساله پيچيده مي گشته است و در نتيجه نياز به  دانش خاك شناسي بيشتر احساس شده است . « نمونه اي در اين زمينه حلقه چاهي است كه در گزارش تعميرات سال 1366 گنبد سلطانيه به آن اشاره شده و به نظر نگارنده اين گزارش مربوط به چاهِ گمانهِ مكانيكِ خاك است كه قبل از ساخت بناي سلطانيه حفر گشته است . » (4)  هرچند تعداد بسيار زيادي ميله كوره قنات در حريم گنبد سلطانيه موجود است .

امروزه در علم مكانيك خاك براي شناخت صحيح نوع خاك و اراضي مورد استفاده براي كارهاي ساختماني عوامل زير مورد مطالعه قرار مي گيرد . جنس خاك ، دانه بندي ، تخلخل ، مواد آلي ، آب و مقدار رطوبت و ....

در نوشتار حاضر با استفاده از متون قديمي و با توجه به تدابيري كه امروزه بكار برده مي شود در صدد يافتن روشهاي نحوه شناخت عمق اطلاعات تجربي درباره ي انواع زمين جهت ساخت و ساز نزد پيشينيان است . از اين رو ذيلا به نمونه اي از تدابير علمي گذشتگان اشاره مي شود . « براي زمين و كوه و دره و مسيل و بلندي و سراشيبي و تپه و چاله و انوع سنگها و خاك هاي گونه گون فراوان آفريد . » (5)

« و در آنجا از سنگ و سنگ متخلخل و خاك سخت ... كه بعضي از آنها قائم اند و برخي بر سطح زمين يا در شكم آن به حالت افقي قرار دارند . (6)

«حركت دائمي در خاك هاي نرم زمين نيز وجود دارد و براي آن است كه با تكيه كردن ذرات آن بر يكديگر سختي و صلابت پيدا كند.» (7)

«احداث قنات در خاك سست پول تلف كردن است.» (8)

 

روش هاي اجرائي

معماران با دانستن توانمندي و نقاط ضعف خاك زير پي جهت استقرار بنا در درون و بر روي خاك تمهيداتي بكار مي برند كه رئوس آن به شرح زير است :

1- استفاده از بستر مقاوم خاك طبيعي موجود

در زمين هايي كه مقاومت خاك به اندازه كافي بوده، به جاي ايجاد شالوده از خاك دژ طبيعي به عنوان پي بنا و حتي قسمتي از اجزاء بنا مانند جرز ستون و يا سقف بنا استفاده مي كردند تا اجزا ساختمان در خاك دژ طبيعي باقي بماند.

گاهي از خاك فشرده یِ كَنده و تراشيده شده از زمين كه محل استقرار زير زمين بود به صورت مصالح ساختماني دوباره بكار گرفته مي شد.

استفاده از خاك طبيعي مقاوم در ساخت اجزاي بنا

در بعضي بنا ها براي حفظ منظر و جلوگيري از هوازدگي خاك لايه هاي بيروني آن، خاك دژ را با تيغه اي آجري مي پوشاندند ( مثل منازل دزفول ، خانه سيگاري در يزد ، خانه عباسيان و حكيم باشي دركاشان و ...)

2- ايجاد بستر مقاوم در دل خاك

استفاده از

بستر مقاوم

خاك طبيعي

موجود در محل

دربناهاي متعارف نشست محدود ، ممكن است در سازه بنا عارضه اي ايجاد ننمايد . ولي در منبع آب انبار حتي مقدار كم نشست مانع نگهداري آب خواهد شد . به اين دليل آب انبار ها را با پي  و جداره شفته اي يك پارچه مي ساختند . مراحل ساخت عبارتند از:

1-2- انداختن طرح آب انبار بر روي زمين

2-2- خالي كردن عرض محدودي در قسمت هايي كه جداره را تشكيل خواهند داد .

3-2- پرکردن كانال ايجاد شده با شفته و سنگ (شفته پرورده تيزان ) تا ارتفاع مورد نياز منبع ( در اين مرحله خاك باقي مانده در اطراف كانال حكم  قالب بندي را دارد).

مراحل ساخت آب انبار و چگونگي ايجاد بستر مقاوم در دل خاك

4-2- بعد از خشك شدن شفته ، خاك ميان جداره ها را تخليه مي كرده اند تا حجم خالي منبع آب انبار به دست آيد.

5-2- كف را باشفته و سنگ مي پوشاندند . با اين ترتيب جداره و كف ايجاد شده در خاك ، به واسطه شفته آهكي و سنگ به صورت يك پارچه عمل كرده است.

6-2- در مراحل بعدي ساخت ، با ملات آهك در داخل آب انبار يك رج آجر نما اجرا مي كرده اند و گاهي اين نما را با ساروج اندود مي نمودند .

7-2- با ادامه ی اين کار ، سقف آب انبار ، بنا مي شده است . (9)

3 - بهسازی خاک زير پی

زيرنويس

1-3-  « پيشينيان گفته اند چهارپايان را در جوي رها كنيد تا آنجا را بسيار           لگد كوب كنند . » (10)

2-3- تزريق شيره آهك .

« اگر خاك رس را در حالي كه رطوبت اصلي در آن باقي است ، با هم وزن آن آهك مرده و همان اندازه ماسه مخلوط كنند و در كف جوي بريزند و با تخماق آهني بكوبند به سنگ تبديل مي شود . » (11) حتي ريختن آهك بر خاك به دليل جذب شيره آهك توسط زمين باعث مقاوم شدن خاك اطراف ميگردد .

4- پهن كردن ته جرز و ستون

 اساساً وزن بنا توسط جرزها و ستونها به زمين منتقل مي گردد . نسبت سطح جرزها يا ستونها بر پاكننده بنا به وزن بنا ، با نوع كاربري ساختمان ( از نظر سطوح آزاد مورد نياز ) و مصالح به كار رفته در آن ارتباط دارد . هر قدر اين نسبت كمتر باشد وزن بيشتري در واحد سطح به زمين وارد خواهد شد . براي قابل تحمل كردن اين وزن با توجه به مقدار باربري زمين زير پي تمهيداتي انديشيده مي شده كه يكي از آنها پهن كردن انتهاي جرز يا ستون بوده است.

در زير به چند نمونه از اين تدابير به صورت مختصر اشاره مي شود.

پهن کردن ته جرز برای تقسيم بار

1-4-  در مسجد استاد شاگرد تبريز ، به علت نياز سريع بعد از زلزله فقط به پهن كردن و پاشنه دار نمودن انتهاي ستون بسنده كرده و ته آجري را بر روي خاك آوار در داخل زمين مستقر نموده اند .

مساحت تخريب شده ابنيه بر روي زميني بوسيله زلزله از تمام عوامل ديگر وسيع تر بوده و بيشتربصورت منطقه اي مطرح مي شود بعد از هر زلزله كف شهر بوسيله خاك آوار بالا آمده كه بدترين نوع آوار مي باشد و كف مقاوم را از دسترس دور مي كند ( تخريب زلزله آني است و هيچ عاملي جهت فشرده نمودن آوار عمل نمي كند مانند آب و رطوبت و زمان و.... ) . شايد يكي از دلايل جابجايي شهر هم همين فاكتور باشد كه درصورت ساخت دوباره شهر در همان محل نياز رقوم جديدتري (كه مرتفع تر از رقوم قبلي است ) مقبول قرار مي گيرد .

تبريز ازمعدود شهرهايي است كه در محل قبلي دوباره برپا مي گردد ،درصورتيكه قوچان وكرمانشاه از شهر هايی است که جابجا شده است . كف جديد شهركه تراز آوار مي باشد ،بالاتر ازكف زمين مقاوم - خاك دست نخورده - مي باشد ، لذا نياز است ارتباطي بين دو كف بر قرار باشد . يكي از روشها بكار رفته برای هم سطح نمودن اين دو سطح در مسجد قره باغيهاي تبريز ديده می شود ، مسجد از نوع شبستاني آجري با ستون سنگي مي باشدکه وزن حجم سنگ و آجر بکار رفته جهت ايجاد زمينی مقاومتر از كف آوار از حجم ساختار بيرون بيشتر مي باشد .

2-4- در گنبد خانه مسجد جامع قزوين در زير جرز آجري ، پي نواري سرتاسري از جنس آجر و با پهناي بيشتر از جرز تا عمق يك متري ايجاد كرده اند . در اين پي نواري آجري جنس پي تغيير مي كند.

به نظر مي رسد پي نواري كه با زمين هم تراز مي گردد ، جهت تنظيم سطوح افقي و قائم گنبد خانه نيز بکارگرفته شده باشد

ساخت پي نواري با استفاده از آجرهايي با جنس متفاوت از آجرهاي بكاررفته در بنا

3-4- در مسجد جامع ورامين از همين روش استفاده نموده اند، ليکن پي نواری سرتاسری ايجاد شده تا رسيدن به جرز به صورت پلکانی جمع مي گردد.

پي پلكاني

4-4- در بناهايي كه داراي ستون هايي از سنگ پاك تراش يكپارچه يا چوب با مقاومت فشاري بالايي هستند، به منظور انتقال فشار به خاك سطح مقطع ها افزايش داده و نفوذ آنها در عمق را بيشتر مي نمايد. ناگفته نماند كه يك چنين پي مي تواند با تركيبي از چندين لايه مصالح متفاوت ساختماني با سطوح مختلف چيده شده باشد؛ به عنوان نمونه در چهلستون، ستون و ته ستون چوبي بر روي سه لايه قرار دارند . اين لايه ها از پايين به بالا عبارتند از: سنگ با ملات آهك، آجر چيني منظم با ملات آهك و پي سنگي يكپارچه.

دست يافتن به لايه مقاوم در عمق زمين

5- دست يافتن به لايه مقاوم در عمق زمين     

همواره سطح فوقاني خاك براي احداث بنا از مقاومت كافي برخوردار نيست . بويژه ممكن است لايه هاي روئين خاك بصورت آوار بوده و در اثر عوامل طبيعي از زلزله سيل و تخريب جابه جا شده باشند. ارتفاع خاك مقاوم نيز ممکن است در نقاط گوناگون يك ساختمان متفاوت باشد ، لذا با توجه به نياز ساخت شالوده بر روي خاك مقاوم ، ارتفاع شالوده ، از ارتفاع لايه مقاوم زمين تبعيت مي كند . اين مورد را با بررسي شالوده بناهاي متفاوت مي توان در يافت .

گاه ممكن است لايه مقاوم داراي شيب باشد

براي نمونه به يافته هايي كه در هنگام مرمت عمارت عالي قاپو به دست آمده اشاره مي شود : در عمارات موصوف زمين زير پي از خاك رسي فشرده تشكيل شده است . ليكن عمق اين خاك مقاوم از شمال غرب بنا به سمت شرقي آن به مرور افزايش مي يابد و طبع آن ارتفاع پي ايجاد شده اضافه مي گردد. تنها در زير يكي از پي ها خاك رس از فشردگي كافي برخوردار نبوده كه در اين قسمت عرض پي بسيار قابل توجه تر از ديگر نقاط و نيز بيشتر از ضخامت جرز ساخته شده است . در نقاط ديگر عمارت عالي قاپو ،عرض پي تقريبا هميشه برابر عرض جرز ايجاد شده است ، ولي ارتفاع شالوده همواره از ارتفاع خاك مقاوم تبعيت مي نمايد .

6- استفاده از پي هاي ويژه

1-6- در شرايطي كه ساختمان از يك سو نياز به پي سازي جديد و يا تقويت  پي داشته باشد و از ديگر سو با هدف دخالت ، در سطح با محدوديت هايي روبرو باشد ، شالوده هاي عميق مي تواند بنا را نجات دهد . اين چاه هاي پي مانند ، در جوار شالوده قديم ساختمان به قطر حداقل هشتاد سانتيمتر و يا بيشتر (براي امكان قابل  دسترس ) و با قطري بيشتر در پايين چاه حفر مي گرديده است . قسمت تحتاني را با شيره آهك پر مي كرده اند و همزمان قطعات بزرگ سنگ بدرون آن انداخته مي شده است . سپس چاه را تاسطح زمين با سنگ و شفته پرمي كرده اند.

 

 

 

 

تقويت پي با حفر چاه در جنب آن و پركردن چاه با سنگ و شفته

کروکی از اين طريقه تقويت پی

چگونگي حفر چاه در زيمن هاي سست

اگر محل حفر درميان ريگ ناپيوسته باشد، مقني براي ادامه كار بايد از تخته هاي محكم و عريض استفاده كند و مربع هايي بشكل قالب خشت بسازد . دهانه هر يك از مربع ها بايستي به اندازه ته چاه به اضافه كلفتي ديوار چاه كه در داخل آن ساخته مي شود باشد . شيوه كار چنين است كه يكي از قالب هاي چهارگوش را در محل حفر نصب مي كنند و ريگ هاي ميان آن را بالا مي دهند تا آنكه قالب دومي نيز در درون چاه قرار گيرد . آنگاه روي قالب دومي قالب سوم را سوار ميكنند و از ميان آنها رگ بالا مي دهند تا آن هم در بدنه چاه قرار گيرد . به اين كار ادامه مي دهند تا آنكه به خاك سخت برسند . و اگر براي آن محل ها تنبوشه هاي فراخ به يك اندازه تهيه كنند و آنها را در چاه هاي كم عمق به جاي قالب هاي چوبي بكار برند به صرفه تر است.

 

 

 

 

2-6- عمليات پي سازي در بستر رود خانه جهت پل

در فصولي كه آب رودخانه به حداقل مي رسيده جريان آب را به ساحل مقابل كارگاه منحرف مي نمودند و در محل پايه پل چاله اي را حفر كرده سپس يك طوقه سفالي را درون چاله قرار مي دادند .

آب وخاك از كف درون طوقه خارج و طوقه بعدي نصب  مي گشته طوقه اول به درون چاله وارد شده و به همين ترتيب ادامه مي دادند تا به عمق مورد نظر برسند.سپس چاه را از آب تخليه و با شفته آهك و سنگ پر مي كرده اند به همين ترتيب چاه هاي ديگري در جوار آن حفره و از شفته پر مي كردند تا پايه بر روي سطح مقاومي قرار گيرد.(12) در رودخانه هايي كه بستر خاك نامناسب بوده ،به حفر چاههاي ديگري در حريم پل ، واقع در بستر رودخانه اقدام مي نموده اند . سپس كليه چاه ها را در سطح زمين توسط يك لايه شفته به هم مرتبط مي ساخته و بستر مقاومي در حريم پل بوجود مي آورده اند. مراحل اين كار را چنين مي توان به تصوير كشيد:

برای دریافت متن کامل ایمیل بزنید:mrafian@gmail.com

« درآمدی برمناطق وشهرهای خلاق»

جهت دریافت متن کامل ایمیل بزنید:mrafian@gmail.com

محسن رفیعیان[1]

چکیده:

در تحول اقتصادهای دانش محور، شهرها و مقوله مدیریت شهری نقش کلیدی را به خصوص در دو دهه گذشته ایفا می کنند. سیاستگذاران کلان، شهرداریها، سازمانهای بین المللی و بنگاه های تکنولوژیک و High-Tech به این جریان واقف هستند و سعی می کنند این پدیده را تقویت کنند.

در جهان امروز برخی شهرها که دارای خصوصیات پیشینه تاریخی، طرح ساختاری مناسب، پروفیل اقتصادی صحیح، زیر ساخت های حمل و نقل عمومی و خصوصی، تامین نیازهای خدماتی مصرف کننده و تولید کننده و ارتباط با سایر نقاط جهان از طریق تله کامیونیکیشن و دیگر ارتباطات هستند، می توانند با تکیه بر این ملزومات به ترکیب و تلفیق ابعاد مختلف اقتصاد و فرهنگ در گونه ای از نظم منطقی انسانی بپردازند.

این همان مفهوم شهر خلاق است که در این مقاله بدان تحت سرفصل های: جایگاه تئوری مناطق خلاق درروند برنامه ریزی منطقه ای قرن اخیر، خاستگاه نظری تئوری مناطق خلاق، سابقه شهر های خلاق در ایران و جهان، تبیین مفهومی مناطق و شهرهای خلاق ویژگی ها و عناصر مناطق و شهرهای خلاق، استراتژی شهر خلاق، شبکه شهر های خلاق منطقه ای، مشکلات شکل گیری مناطق  خلاق، نتایج برخی از مطالعات درزمینه مناطق و شهرهای خلاق پرداخته شده، در پایان نتیجه برشمردن قابلیت ها و شرایط یک شهر برای تبدیل شدن به شهر خلاق و ویژگی های شهرهایی است که به شبکه شهر های خلاق پیوسته اند.

 

واژگان کلیدی: شهر خلاق، اقتصاد دانش محور، برنامه ریزی منطقه ای، اقتصاد، فرهنگ.


مقدمه:

‌‌‌          احساس نیاز انسان به برنامه ریزی درطول تاریخ همواره وجود داشته  و اوج آن هنگامی بروز می کند که تورم توسعه و تراکم رشد دربرخی مکان ها درپهنه سرزمین ملی سبب بروز عدم تعادل ها و ناهماهنگی های منطقه ای گردد امروزه اختلاف سطح بین روستاها، روستاها و شهرها ، شهرها و شهرها و بطور کلی مناطق، ضرورت برنامه ریزی منطقه ای را دوچندان کرده است، برنامه ريزي منطقه اي واكنشي نسبت به مناطق با هويت فرهنگي و سياسي متفاوت است. که به دنبال دستيابي به عدالت اجتماعي، ايجاد تعادل رشد اقتصادي ایجاد يكپارچگي درسطح كشورها، رفع عدم تجانس های سرزمینی و عدم تطابق برنامه ريزي هاي ملي با خصوصيات و شرايط انساني و نهادهاي ناحيه اي و استعدادهاي متفاوت مناطق، همبستگي و پيوند عملكردهاي شهرها و مناطق پيرامون و... به طور کلی متناسب سازي سه عامل فضا، جمعيت و فعاليت در مناطق كشور است(بوذری،82) (زیاری،1385) (فيض پور، 73).

برنامه ريزي منطقه اي پديده اي جدید است كه در قديم به صورت سنتي انجام مي گرفته، اولين قدم هاي برنامه ريزي منطقه اي در حدود چهار هزار سال پيش، در مصر قديم و در اطراف رود نيل(درقالب بوجود آوردن سيستم آبياري) صورت گرفته، با مرور زمان درطول تاریخ، این فن تکامل و ابعاد گوناگونی یافته است(زیاری،1385).

قرن اخیر همراه با تحولات گسترده ای در پيشرفت علوم و برنامه ريزي منطقه اي بوده است. به طوري كه امروزه درابعاد فضايي، مكاني، آمايش سرزمين، كالبدي، منطقه اي و غيره از جايگاه ويژه اي برخوردار است. ازجمله تحولات مفهومی و نظری که درچند دهه اخیر درحیطه برنامه ریزی شهری و منطقه ای مورد بحث قرار گرفته است، موضوع شهرها و مناطق خلاق است. این نوشتار نیز سعی دارد تا حد ممکن به مفهوم، ویژگی ها، عناصر و برخی مطالعات صورت گرفته در این زمینه بپردازد.

جایگاه تئوری مناطق خلاق درروند برنامه ریزی منطقه ای قرن اخیر:

برای دستیابی به جایگاه تئوری مناطق خلاق درروند برنامه ریزی منطقه ای قرن اخیر بررسی تاریخی در این زمینه حاکی از آن است که با نوشتن کتاب کشف جدید بنتن ماکی در سال 1928، فلسفه برنامه ریزی منطقه ای پایه ریزی شد، پس از آن در دهه1920، بویژه در آمریکا و انگلستان، برنامه ریزی منطقه ای، ازنوع اکولوژیکی آن مطرح شد و در 1944 گزارش ابرکرامبی  و لردریت برای سازماندهی منطقه لندن پیشنهاد گشت(داداش پور،1387).

از دهه 1960 به بعد است که اکثر کشورهای در حال توسعه به نوعی از برنامه ریزی منطقه ای برای دستیابی به توسعه متعادل، کاهش شکاف توسعه در سطح کشور و توسعه مناطق عقب مانده سود می جویند. در این دوران استراتژی مراکز رشد و یا قطب های توسعه به منظور پخش توسعه و یا ایجاد شبکه سلسله مراتبی شهری، بعنوان راه حل مناسب توسعه منطقه ای اتخاذ شد. سلسله مقالات منتشره توسط فریدمن در این دوران تاکید بر جنبه های مکانی توسعه اقتصادی دارد. در سال 1964 بحث های بنیادی زیادی توسط ویلیام آلنسو در زمینه برنامه ریزی توسعه و تحول نظریات قبلی صورت می گیرد.

دردهه 80 بحران در تئوری های منطقه ای و تردید در بنیادهای برخی تئوری ها رویکردهای جدیدتر به مقوله برنامه ریزی منطقه ای ارائه می دهد. رویکردهایی همچون نواحی صنعتی در تقابل با قطب رشد، تئوری های توسعه منطقه ای پایدار و ارزیابی اثرات زیست محیطی و ورود این بحث جدید به مقوله برنامه ریزی منطقه ای، مناطق یادگیری، سیستم های نوآوری منطقه ای، محیط نهادی و حکمرانی منطقه ای در برنامه ریزی منطقه ای، مناطق کلان شهری و اثرات منطقه ای-سرزمینی و فراملی آنها، نوسازی منطقه ای، اقتصاد نوین و مناطق خلاق از آن زمان تا به امروز تبدیل به بحث روز گشته است.

 

 

خاستگاه نظری تئوری مناطق خلاق:

اولین بار «دبور» در سال 1967 مبحثی تحت عنوان «شهر تماشایی یا شهر نمایش» مطرح کرد. نظر او ظهور پیش از موعد ایده تلفیق فضای اقتصادی و فرهنگی در مقیاس انسانی، مخصوصاً در موضوعاتی نظیر فضاهای مولد جدید، مجموعه های فرهنگی و به نمایش در آوردن محیط های بصری که در مادر شهرهای اصلی سراسر جهان بسیارند می باشد(J.SCOTT،2006).

اولین کسی که بحث مناطق وشهرهای خلاق را مطرح کرد، ریچارد فلوریدا است او درسال 2002 اولین کتاب خود را تحت عنوان creative class  منتشر کرد و پس ازآن درسال 2005 کتاب دیگری را برای تقویت موضوعش منتشر می کند. درسال 2007 نیز آقای آلن اسکات با استفاده از ادبیاتی که ریچارد فلوریدا مطرح کرده بود مباحثی را درارتباط با شهرها و مناطق خلاق مطرح می کند. نظرات او بیشتر پیرامون این مباحث که:

o          چگونه می توانیم مزیت های رقابتی را و ظرفیت های موجود درشهرها رابه سمت خلاقیت بیشتر پیش ببریم. آیا این امکان وجود دارد؟

o       چگونه حالا که فهمیدیم مزیت های رقابتی و ظرفیت های خلاقیت زا دریک شهر و یا منطقه چیست با استفاده از سیاستگزاری های منطقه ای آن ها را تقویت کنیم؟  می باشد(J.SCOTT،2006).

 

سابقه شهر های خلاق در ایران و جهان:

در جستجوی سابقه شهر های کشورمان اسنادی مربوط به  نامه‌ي كميسيون ملي يونسكو  به استانداري فارس را می توان مشاهده نمود که در آن درخواست شده ، مقدمات معرفي شيراز به سازمان علمي، آموزشي و فرهنگي سازمان ملل ، يونسكو فراهم شود. در صورت عملی شدن این موضوع شيراز نخستين شهر ايران در مجموعه شهرهاي خلاق يونسكو مي شود.
برای ثبت نهايي شيراز در بخش ادبيات شهرهاي خلاق يونسكو،‌ لازم است ضوابط ويژه اي مانند امكان برگزاري برنامه‌هاي هنري و جشنواره‌هاي ادبي ،‌ انتشارات فعال،‌ واحدهاي ادبيات در دانشگاه،‌ کتابخانه و فروشگاه های مهم کتاب برپا شود. «ادينبرگ» ‌انگلستان نخستين شهري است كه در مجموعه شهرهاي ادبيات خلاق يونسكو ثبت شده است. برنامه شهرهاي خلاق را يونسكو با هدف ايجاد شبكه‌اي به‌هم پيوسته از شهرهايي كه در هفت موضوع ادبيات،‌ سينما،‌ موسيقي،‌ هنرهاي مردمي‌، طراحي شهري،‌ اغذيه و‌ هنرهاي رسانه‌اي فعال و تاثيرگذار هستند، اجرا مي‌كند.
به گفته اين سازمان،‌ اين شبكه به توسعه توانايي‌هاي اقتصادي و تنوع فرهنگي شهرهاي مختلف جهان كمك مي كند. تاكنون «برلين» آلمان و «بوئنس آيرس» آرژانتين به عنوان شهرهاي خلاق در زمينه طراحي،‌ «سانتافو» مكزيك و «آسوان» مصر شهرهاي هنرهاي مردمي(فلكلور) و «پوپايان» كلمبيا به عنوان شهر اغذيه در فهرست شهرهاي خلاق يونسكو ثبت شده‌اند(www.topiranian.com).

 منابع :

·        ابراهیمی، مهران(1387) « نشست  شهر خلاق : مفاهیم، سیاستها، مطالعه موردی از شهرهای موفق و ناموفق»، مركز مطالعات و برنامه ريزي شهرتهران، تیرماه، فرهنگسرای نیاوران، تهران.

·        داداش پور، هاشم(1387) «جزوه درسی روش های برنامه ریزی منطقه ای»، گروه شهرسازی، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران.

·        فيض پور، محمد علي(1373) « جامع نگري دربرنامه ريزي توسعه منطقه اي (استان يزد)»،  پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشكده علوم انساني، دانشگاه تربيت مدرس.

·        زياري،كرامت ا...(1385) «اصول وروش هاي برنامه ريزي منطقه اي»، چاپ چهارم، انتشارات دانشگاه يزد.

·        بوذري، سيما(1382) «جايگاه برنامه ريزي منطقه اي درايران»، شماره 43، نشريه سپهر.

·        Richard Florida (1996) “Regional Creative Destruction: Production Organization, Globalization, and the Economic Transformation of the Midwest” Economic Geography, Vol. 72, No. 3. (Jul), pp. 314-334.

·        SAKO; MUSTURD(2001) “Amesterdam Az Creative Cultural Knowledge City: Some Conditions”  

·        ALLEN. J SCOTT(2006) “CREATIVE CITIES: CONCEPTUAL ISSUES ANDPOLICY QUESTIONS”  University of California, Los Angeles

·        Paul Van Meerbergen’s )2005"  (London As A Real Creative City”  - Prosperity Plan; Councillor, Ward 7, London City Council  - January 6,

·        Mommas, H. 2004. Cultural cluster and the post-industrial city: Towards the remapping of urban cultural

policy. Urban Studies 41:507–32.

·        UNESCO(2007) “Creative Cities Network”.

·        Zukin, Sharon (1995) The Cultures of Cities. Oxford:

Blackwell.

·        http://www.topiranian.com/topnews/archives/006189.html.



[1] - دانشجوی کارشناسی ارشد، برنامه ریزی شهری و منطقه ای، دانشگاه تربیت مدرس،email:rafian@modares.ac.ir

[2]- new economy

[3]- Inter-cultural

[4]  - UNUTED NATION EDUCATIONAL SCIENTIFIC & CULTURAL ORGANIZATION

 

‏«مروری بر مفهوم رفتار شهروندی‏»

 

دکتر علي اكبرتقوایی[1]

محسن رفیعیان[2]

   

 

 

چکیده:

            شهروند فردیست که در رابطه با حکومت از سویی برخوردار از حقوق سیاسی و مدنی بوده و از سوی دیگر در برابر آن تکلیف هایی را بر عهده دارد. این حقوق و تکالیف از زمان ایجاد شهرها تا کنون همواره مورد توجه بوده، با این تفاوت که تا قبل از دو سه قرن اخیر به دلیل نادیده گرفته شدن حقوق مردم توسط اغلب حکومت ها، عمده مباحث بر حقوق شهروندی متمرکز بوده تا رفتارهای شهروندی، رفته رفته با پیشرفت جوامع توجه به مباحث رفتار شهروندی قوت یافت تا آنجا که در دهه های اخیر مقالات بسیاری در رشته های مختلف پیرامون این موضوع به نگارش در آمده است. مقاله حاضر نیز با مرور نظرات پیرامون رفتار شهروندی، تعاریف و مفاهیم آنرا بر شمرده و  ابعاد و عوامل موثر در بروز آنرا بیان می دارد. در پایان سازوکارهایی جهت ایجاد و پایداری اینگونه رفتارها در راستای تعالی اجتماع پیشنهاد شده است. این سازوکارها عبارتنداز: ارائه و بیان اهداف؛ که بر اساس وحدت میان چالش ها –تهدیدات فراروی جامعه شکل گرفته باشد، تدوین ارزش های شهروندی وحدت یافته، با اعتبار و قدرت متقاعد کنندگی بالا؛ به صورتی که به عملکرد عالی، موفقیت، پاسخگویی فردی و خدمت به سایرین گرایش داشته باشد و درادامه خلق یک مدل رفتاری برای این ارزش ها و اصول و تقویت آن ضروری بوده، به عنوان گام آخر نیز بستر سازی قانونی و مدنی مورد نیاز می باشد.

 

واژگان کلیدی: رفتار شهروندی، ابعاد رفتار شهروندی ، شهروند، رفتار اجتماعی.

 

 

مقدمه:

قدیمی ترین شهرهای جهان، از هزاره های قبل از میلاد در تمدن های نیل، بین النهرین، هند، ایران و... بوجود آمده اند. با پیدایش شهر، ضمن نمایان شدن مفهوم شهروند، اصول و معیارهای شهروند، حقوق و رفتار شهروندی رفته رفته شکل گرفت، منشور حمورابی یکی از قدیمی ترین اسنادی است که توجه به این مباحث را نشان می دهد.

پس از انقلاب صنعتی جمعیت شهری رو به فزونی گذاشت و جمعیت های میلیونی در شهرها سکونت گزیدند، نظریه پردازان بسیاری در این دوران به جهت تنظیم روابط اجتماع، اقدام به تعریف حقوق و وظایف متقابل فرد و دولت پرداختند. توجه به وظایف شهروندان در قبال دولت (رفتار شهروندی) در ابتدا مورد توجه جدی نبود به طوری که عمده متون، به حقوقی که دولت ها در قبال شهروندان ملزم به رعایت بودند،  می پرداختند.

در این مقاله ضمن بررسی پیشینه نظرات مربوط به رفتار شهروندی، مروری بر مفاهیم و تعاریف صورت می پذیرد، عناصر و رویکردهای اصلی، ابعاد و عوامل موثر در بروز رفتار شهروندی بیان می گردد. در پایان با ارائه جمع بندی، پیشنهادات و سیاست هایی که مشوق بروز رفتار شهروندی در اجتماع است ارائه می گردد.

 

پیشینه تاریخی مفهوم رفتار شهروندی:

رفتار شهروندی به معنای امروزی خود پدیده ای نبود که از ابتدا به شکل امروزی تدوین گردد. در این زمینه ابتدا به بیان نظرات روسو که خود جمع بندی نظرات مطرح در قرون 17 و 18 می باشد می پردازیم، سپس تئوری هابرماس- یکی از جدیدترین صورت بندی های نظری در این باره- را مورد بررسی قرار می دهیم.

رفتار شهروندی در اندیشه های روسو:

مفهوم رفتار شهروندی در نظرات روسو‏ به اعمالی اطلاق می شود که فرد در جهت اعتلای جامعه و آسایش سایر افراد- کاملا با اراده- انجام می دهد. روسو « قرارداد اجتماعی » را اقدامی تاریخی و بعضا به مثابه فرضیه ای فکری توصیف می کند. هسته ی مرکزی کلام او دارای این مضمون است که افراد برابری و آزادی از دست داده را در مرحله ای عالی تر بازیابند. قرارداد اجتماعی روسو بدیلی در مقابل جامعه ی از خود بیگانه و دولت خودکامه و نتیجه « اراده عمومی» است. بنابراین می توان الگوی مورد نظر روسو را اراده گرایانه نامید. اراده ی آزاد شهروند جامعه؛ دولت و سیاست را آگاهانه در خود پذیرا شود و در پیوند با اراده ی آگاهانه ی دیگر افراد، به اراده ی عمومی تبدیل گردد. تفاوت « قرارداد دولت » هابس با « قرارداد اجتماعی » روسو در آن است که در اولی افراد خود را تابع فرمانروایی می کنند که از قدرتی نا محدود برخوردار است، اما در دومی مردم و اراده ی عمومی و یا جمهوری، خود عالیترین فرمانروا هستند[3].  

 

رفتار شهروندی از دیدگاه هابرماس:

فلسفه سیاسی شهروندی هابرماس، یکی از جدیدترین صورت بندی های نظری در این باره را با نگاهی تحلیلی هنجاری عرضه می کند. گرانیگاه نظری این فلسفه سیاسی شهروندی را می توان دست کم به دو نظریه کلیدی شامل عقلانیت ارتباطی و اخلاق گفت و گویی ارجاع داد. هابر ماس با اتکا به این دو نظریه یک تیپ ایده آل از شهروندی به شکل یک شهروندی گفت و گویی تصویر نموده است که صفات شالوده ای آن اگر نگوییم منحصر به فرد، کم نظیر است، از جمله این صفات می توان به تلفیق " حق – وظیفه " به صورت شهروندی محق – موظف " عقلانیت – اخلاقیت " (به شکل شهروندی عقلانی – اخلاقی ) و "بیناذهنیت – خودبنیادی" (در قالب شهروندی ارتباطی همپوشان خود ودیگری) اشاره نمود. به این معنا شهروندی گفت و گویی هابرماسی (چه به عنوان یک برنامه پژوهشی تحلیلی، چه یک تیپ ایده آل هنجاری) فراتر از محدوده های فلسفه های سیاسی لیبرال ولیبرتارین که شهروندی را صرفاً به حق فردی فرد می کاهد (و نیز کمونیتارین) که شهروندی را تنها به وظیفه – تکلیف فردی مقید می سازد به سمت و سوی نوعی فلسفه سیاسی شهروندی بینا فردی با نوعی مفصل بندی مولف از حق – وظیفه عزیمت می کند و پارادایمی از شهروندی ترسیم می کندکه همزمان همپوشانی «خود – دیگری»، «عقلانیت – اخلاقیت»، «بیناذهنیت – خود بنیادی» را شکل می دهد. این تیپ ایده آل از شهروندی برای هابر ماس و فلسفه سیاسی وی پیوند تنگاتنگی با هرمنوتیک انتقادی ایفا می کند که وظیفه و در حقیقت جهت گیری اصلی آن رهایی بخشی فرد از مقیدات سرکوب کننده زبان و ارتباط تحریف شده، قدرت و سلطه دیگری است. علاوه بر این شهروندی گفت و گویی هابر ماس یا به عبارت بسیط تر آن شهروندی محق – موظف، که مبتنی بر ارتباط تفاهمی عقلانی است و دغدغه های اخلاقی آن بسیار پر رنگ است به شکل گیری، "خود بنیادی، عدالت و هم بستگی" راه می برد که برای فلسفه سیاسی هابرماس و شهروندی هابرماسی غایت و نتیجه مطلوبی است(نجاتی حسینی، 1384).

در 20 سال گذشته تحقیقات زیادی در موضوع رفتار شهروندی صورت گرفته است. این واژه مفاهیمی از قبیل "تمایل به همکاری[4]" و نیز تمایز بین عملکرد قابل اعتماد نقش و "رفتارهای نوآورانه و خود جوش[5]" را در بر می گیرد(‎Barnard, 1983 ؛‎Katz & Kahn, 1978‎).

سایر مفاهیم مربوط به عملکرد فرانقشی که تشابه زیادی با رفتار شهروندی دارند عبارتند از: رفتار های اجتماعی گرایانه[6] (Brief & Motowidlo, 1986)رفتارهای خودجوش[7](George & Brief, 1992)، و رفتارهای فرانقشی(Van Dyne et al.‎, 1995).

تحقیقات صورت گرفته در سال های اخیر پیرامون مفهوم رفتار شهروندی عمدتا بر سه نوع می باشند. یک سری از تحقیقات بر پیش بینی و آزمون تجربی عوامل ایجاد کننده [8]رفتار شهروندی متمرکز بوده اند. در این زمینه عواملی از قبیل آموزش، تعهد و هویت ملی، عدالت، اعتماد، انواع حکمرانی و... به عنوان عوامل ایجاد کننده رفتار شهروندی مطرح شده اند(2000 Podsakoff et al.,).

از سوی دیگر، یک سری از تحقیقات بر پیامدهای[9] رفتار شهروندی متمرکز بوده اند. در این زمینه عواملی از قبیل عملکرد، اثربخشی، رضایت، وفاداری، سرمایه اجتماعی و... مطرح شده اند(1996 Morrison, ; 2000 Podsakoff et al.,).

گروه معدودی از تحقیقات نیز منحصرا بر روی مفهوم رفتار شهروندی متمرکز بوده اند و برای مثال سعی کرده اند تا تعریف جدیدی از رفتار شهروندی داشته باشند، ابعاد آنرا مشخص کنند و یا با کمک روش تحلیل عوامل[10] مقیاس های استانداردی برای سنجش این مفهوم ایجاد کنند.( 2000 Podsakoff et al., ; 1994 Van Dyne et al. , )  

 

تعاریف و مفاهیم:

تعاریف رفتار شهروندی:

در یکی از تعاریف رفتار شهروندی که به وسیله بیتمن[11] و ارگان در سال 1983 مطرح شده است، به طور کلی آن دسته از رفتارهایی مورد توجه قرار می گیرد که علیرغم اینکه اجباری از سوی حکومت برای انجام آنها وجود ندارد، در سایه انجام آنها از جانب شهروندان، برای جامعه منفعت های ایجاد می شود(2003 Kwantes , ).

ارگان و گراهام مواردی از قبیل اطاعت، وفاداری و مشارکت را تشریح کردند که نتیجه هایی از ارتباط قولنامه ای هستند و این رفتارهای انفعالی، مسئولیت های شهروندی را نشان می دهند ودر این میان ارگان این دسته از رفتارها را به عنوان رفتارهای فرا نقشی مورد توجه قرار داد.

دردهه اخیر بسیاری از اصطلاحات برای تشریح چنین رفتاری استفاده شده اند نظیر: رفتار شهروندی سازمانی (Organ, 1991 )، رفتار اجتماعی گرایانه ( 1986 Brief & Motowildo  )، رفتار فرا نقشی ( 1995 Van Dyne et al , )، خود جوشی سازمانی[12] ( 1992 George & Brief, ) و حتی رفتار ضد نقشی.

فعالیت های مرتبط با نقش که فراتر از انتظارات وظیفه توسط فرد انجام می شود به عنوان رفتارهای فراتر از نقش تعریف می شود. این دسته از رفتارها در مواردی و توسط برخی از نویسندگان به عنوان رفتار شهروندی در نظر گرفته می شود( 2005 Adebayo , ).

رفتارهای اجتماعی گرایانه شامل طیف وسیعی از رفتارهای کمک کننده بوده و در بر گیرنده رفتارهای شهروندی است، اما نکته مهم اینست که در حالیکه رفتارهای اجتماعی گرایانه برای اعضا جامعه مفید است، ممکن است جنبه منفی برای جامعه نیز داشته باشد، به عنوان مثال ممکن است به فردی در راستای پنهان کردن یک عمل سوء کمک شود(1995 Moorman & Blakly, ).

بریف و موتوویلدو (1986) سه ویژگی رفتارهای اجتماعی گرایانه را به صورت زیر بیان کردند:

·        بوسیله اعضای سازمان شکل داده می شوند.

·        در جهت تعامل افراد، گروهها و سازمانها، در انجام نقش هایشان حرکت میکند.

·        با قصد ارتقا رفاه افراد، گروه ها و سازمانها انجام می گیرد. 

به هر حال چنین تعریفی از رفتارهای اجتماعی گرایانه برخی اوقات به دلیل همپوشانی مفهومی آن با سایر اشکال رفتارهای کمک کننده، تمایز آن را از رفتارهای فرانقشی و یا رفتار شهروندی با مشکل مواجه می کند (2005 Adebayo , ).

عناصر کلیدی تعریف رفتار شهروندی سازمانی عبارتند از:

v    گونه ای از رفتارها که از آن چیزی که به طور رسمی توسط قوانین جامعه تعریف می شود فراتر می رود.

v    یک گونه از رفتارهای غیر مشخص.

v    رفتارهایی که به طور مشخص پاداش داده نمی شود و بوسیله ساختارهای رسمی حکومت شناسایی نمی شود.

v    رفتارهایی که برای عملکرد، اثر بخشی و موفقیت اجتماع بسیار مهم اند(Castro et al ,‎ 2004 ).

 

مفهوم رفتار شهروندی:

رفتار شهروندی با استفاده از اصطلاح « شهروند شهری » در فلسفه سیاسی مفهوم سازی شده است. گراهام در سال 1991 با استفاده از فلسفه کلاسیک و تئوری سیاسی مدرن چندین مورد از اعتقادات و تمایلات رفتاری که با یکدیگر ترکیب می شوند را مورد توجه قرار داد و آنها را « علائم[13] شهروندی » فعال نامید که سه بخش اساسی مرتبط با یکدیگر از مسئولیت های شهروندی شهری را شامل می شود.

بخش اول احترام به ساختارها و فرآیندهای منظم را شامل می شود، به این معنی که شهروندان، مسئول اختیار منطقی – قانونی را تشخیص داده و از قانون تبعیت می کنند.

بخش دوم وفاداری است که در آن شهروند علایق جامعه و ارزش های نهفته در آن را به صورت کلی تأمین می کند. شهروندان وفادار جوامع خود را ارتقا می دهند، آن را حفاظت کرده و تلاش زیادی برای نیکی کردن از خود نشان می دهند.

بخش سوم مشارکت، درگیری مسئولانه  وفعال در اداره جامعه را تحت شرایط قانونی در بر می گیرد. شهروندان مسئول، درباره مسایل کلی که بر جامعه تاثیر گذار است اطلاع کافی داشته، اطلاعات و ایده های خود را با سایر شهروندان مبادله کرده و به اداره جامعه کمک می کنند و دیگران را نیز تشویق می کنند که چنین رفتاری داشته باشند.

فیلسوفان سیاسی تشخیص داده اند که شهروندی شهری مسئول، به ترکیب و تعادل سه جزء اطاعت، وفاداری و مشارکت احتیاج دارد. فلسفه سیاسی مطرح می کند که ماهیت ارتباط شهروندان با دولتشان برای رفتار شهروندی آنها حیاتی است. سه ویژگی مهم چنین ارتباطی عبارتند از تعهد نا محدود[14]، اعتماد دو طرفه[15] و ارزش های مشترک[16].

 ..................ادامه دارد جهت دریافت متن کامل ایمیل بزنیدmrafian@gmail.com