گردشگری روستایی
طی نیم قرن گذشته افراد بیشتری امکان سفر پیدا کرده اند و گردشگری به یکی از قدرتمندترین نیروهای اجتماعی-اقتصادی تبدیل شده است. در سال 1950 تعداد گردشگران بین المللی حدود 25 میلیون نفر بوده است و در سال 2004 این تعداد به 760 میلیون نفر رسیده است. هم زمان با افزایش تعداد گردشگران، تعداد کشور های گردشگر پذیر هم افزایش یافته است. گرچه حدود نیمی از گردشگران توسط تنها ده کشور جذب می شوند، مقصد های بسیاری طی سال های اخیر رشد یافته و به گردشگران معرفی شده اند، از جمله مقصد های خاور میانه و شرق آسیا و بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته مثل کامبوج، میانمار، ساموآ و تانزانیا.
سهم گردشگری در اقتصاد جهانی به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرده است به شکلی که در سال 2003، 523 میلیارد دلار درآمد برای کشورهای مختلف ایجاد نموده است. در پایان قرن بیستم گردشگری 7 درصد کل صادرات کالا و خدمات را به خود اختصاص داد که اگر گردشگری داخلی به آن اضافه گردد، سهم گردشگری در GDP و اشتغال جهانی به 10 درصد خواهد رسید. صنعت گردشگری در سال 2002 با 578 میلیارد دلار، 7.3 درصد کل صادرات کالا و خدمات را به خود اختصاص داده است. در این ارتباط محصولات شیمیایی و اتومبیل به ترتیب با 8.4% و 7.6% صادرات بالاتر و سوخت با 7.3% صادرات هم جایگاه با گردشگری قرار دارند.
با توجه به مطالب بیان شده، رشد قابل توجه و اهمیت اقتصادی آن جای تعجب ندارد که گردشگری به عنوان یکی از ابزارهای توسعه اقتصادی و اجتماعی مقصدهای گردشگری بویژه در کشورهای در حال توسعه مطرح باشد (شارپلی و تلفر[1]، 2008، ص 4-1).
همان گونه که مرور ادبیات گردشگری نشان می دهد، گردشگری یکی از راه های رشد و توسعه در کشورها و مناطق در حال توسعه است. امروزه رونق گردشگری در مناطق روستایی رهیافت جدیدی است که می تواند به افزایش سطح زندگی ساکنان کمک نماید و تسریع بخش توسعه روستایی باشد. استدلال های زیر بخشی از ضرورت های توسعه گردشگری در مناطق روستایی را نشان می دهد:
· ویژگی های بکر و دست نخورده تر محیط های روستایی، قابلیت توسعه گردشگری در این مناطق را افزایش می دهد. تنوع و تفاوت از مهم ترین انگیزه های سفر گردشگران بشمار می رود که براحتی می توان در محیط های طبیعی و اجتماعی- فرهنگی روستایی آن را جستجو نمود.
· الگوی معیشت مناطق روستایی عموما براساس کشاورزی و دامداری سنتی می باشد. این گونه فعالیت ها وابستگی نسبتا زیادی به شرایط آب و هوایی دارند که مطلوب نبودن آن در یک سال به زیان های اقتصادی ساکنان منجر می گردد. در برنامه ریزی توسعه، گردشگری می تواند به عنوان مکملی برای سایر بخش های درآمدی بکار گرفته شود.
· یکی از مشکلات مناطق روستایی مهاجرت نیروهای جوان و جذب شدن آن ها در مناطق شهری پیرامونی است. تداوم این رویه موجب خالی شدن مناطق روستایی از نیروهای مولد و تولیدی و افزایش تراکم نیروی انسانی در مناطق شهری می گردد. اثرات برنامه ریزی مطلوب توسعه گردشگری می تواند موجب توقف و توازن بخشی این حرکت گردد.
· ایجاد اشتغال و راه اندازی کسب و کار برای ساکنان از جمله دغدغه های توسعه در مناطق روستایی است. گردشگری را می توان یکی از راهکارهای حل این مساله مطرح نمود چرا که گردشگری صنعتی کاربر است و اشتغال زایی در آن بسیار کم هزینه تر از سایر صنایع آغاز می گردد. توسعه گردشگری در چنین مناطقی به ایجاد شغل های مستقیم و غیر مستقیم می انجامد.
· زنان و کودکان بخش بزرگی از جوامع روستایی را شکل می دهند که توسعه گردشگری در یک منطقه می تواند به آزادسازی توانمندی های تولیدی آنان کمک نماید. بکارگیری این افراد در تولید صنایع دستی، عرضه غذاهای محلی، اشتغال در بخش های اقامتی و پذیرایی گردشگری و ... توان اقتصادی خانوارهای روستایی را افزایش می دهد.
· بیشتر ساکنان مناطق روستایی از مهارت های سطح بالا و فنی برخوردار نیستند. گردشگری نیز از جمله صنایعی است که غالب فعالیت های آن نیازمند مهارت های سطح بالا نیست و افراد با توانمندی و مهارت های متوسط می توانند در آن مشغول بکار گردند.
از این رو گردشگری را می توان به عنوان راهبردی برای توسعه مناطق بکار گرفت، حال این راهبرد تا چه حد می تواند برای آن جامعه اثر بخش و مفید باشد، به میزان شناخت برنامه ریزان و تصمیم گیران از منطقه و تحلیل اندیشمندانه متغییرهای محیطی آن بستگی دارد.
با این وجود نباید گردشگری را التیام بخش تمامی دردها دانست. گردشگری نیز همانند هر پدیده دیگری می تواند در کنار اثرات مثبت، اثرات منفی نیز بهراه داشته باشد. رویکرد برنامه ریزی، اهداف مورد انتظار، هماهنگی بین بخش های مختلف تصمیم ساز، آشنایی با منابع و قابلیت های انسانی و طبیعی مقصد، سطح آگاهی جوامع میهمان و میزبان از وظایف بایسته خود و ... می توانند در نمایاندن اثرات منفی / مثبت گردشگری اهمیت داشته باشند.
از این رو لزوم نگاهی هدفمند، نظامند، واقع بینانه و راهبردی نسبت به توسعه فعالیت های گردشگرس در هر مقصدی احساس می گردد. مهم ترین دلایل تدوین برنامه ریزی گردشگری در منطقه قاهان به شرح زیر است:
تدوین و اجرای برنامه ریزی مطلوب
گردشگری در منطقه قاهان می تواند کمک نماید تا توسعه هم جانبه و نظامند در منطقه
شکل گیرد تا از قابلیت ها و توانمندی های طبیعی و فرهنگی منطقه استفاده مطلوبی
صورت پذیرد.
تدوین و اجرای برنامه ریزی مطلوب
گردشگری در منطقه قاهان می تواند موجب
کاهش اثرات منفی حضور گردشگران بر محیط های اجتماعی – فرهنگی و زیست محیطی منطقه گردد.
تدوین و اجرای برنامه ریزی مطلوب
گردشگری، می تواند به تقویت اقتصاد روستا منجر گردد. گردشگری از طریق افزایش درآمد
سالانه، تنوع بخشی در منابع درآمدی، چرخش منافع اقتصادی بین اقشار مختلف، رونق
بخشی به فعالیت های مکمل، ایجاد اشتغال بیشتر برای ساکنان، بکارگیری زنان و کودکان
در فعالیت های گردشگری و ... می تواند به تقویت اقتصاد روستا کمک نماید.
محسن رفیعیان فارغ التحصیل رشته شهرسازی از دانشگاه تربیت مدرس تهران و عضو هیات علمی گروه شهرسازی دانشکده هنرو معماری دانشگاه یزد باشد.