انگاره سازی روش شناسی و پیشبرد مطالعات شهرسازی اسلامی

انگاره­سازی روش­شناسی و پیشبرد مطالعات شهرسازی اسلامی

                                                                                                                                                               

محسن رفیعیان پژوهشگر دکتری، گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

مجتبی رفیعیان* دانشیار، عضو هیات علمی گروه شهرسازی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

محمدرضا بمانیان استاد، عضو هیات علمی گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس تهران.

*نویسنده مسول، آدرس تماس: دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس، تهران، email:rafiei_m@modares.ac.ir

Mohsen Rafieian

PhD Candidate, Department of urban design and planning, Tarbiat Modares University, Tehran

Mojtaba Rafieian*

Associate Professor, Department of urban design and planning, Tarbiat Modares University, Tehran

Mohammad Reza Bemanian

Professor, Department of architecture, Tarbiat Modares University, Tehran

*Corresponding Author: Email: rafiei_m@modares.ac.ir

 

چكيده

پیشبرد هر دانش مستلزم تکیه بر چارچوب فکری مشخص و بکارگیری برنامه پژوهشی مدون است. مطالعات شهرسازی اسلامی گام­های ابتدایی در نظریه­پردازی را می­پوید. در این مرحله یکی از مهمترین مباحث روش­شناسی است. روش­شناسی اشاره به اصول و ایده­هایی دارد که پژوهشگران براساس آن، روش­هایشان را پایه­ریزی و به توسعه و پیشبرد علم می­پردازند. پژوهشگران آنقدر آزاد و مختار نیستند که کاملا دلخواه عمل کنند. و بایستی داراي یک برنامه راهبردي تحقیقاتی باشند که مشخص کند، کاوش­هاي کنونی و آینده آنها، چگونه باشد. مسئله پژوهش حاضر این است که چارچوبهای فکری و روش­شناسی منبعث از آن در مطالعات شهرسازی ناکارآمد شده­اند. هدف این پژوهش انگاره­سازی روش­شناسی و پیشبرد مطالعات شهرسازی اسلامی است. به این معنی که مبنای برگزیدن روش­ها چه باید باشد و پژوهش­ها به چه سمت و سویی می­تواند حرکت کند. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی با رویکرد کیفی است. بدین ترتیب که با استفاده از مطالعات اسنادی ارکان نظری بحث شامل هستی شناسی، معرفت­شناسی و انسان­شناسی اسلامی تبیین گردیده و نقش و جایگاه روش­شناسی در تدوین برنامه پیشبرد مطالعات شهرسازی اسلامی مطرح سپس با بهره­گیری از نظرات فلاسفه علم مدل مناسب پیشبرد مطالعات ارائه گردیده­است. نتایج حاکی از آن است که این پیشبرد مطالعات شهرسازی اسلامی بر نظریه پردازی هنجاری، اثباتی پایه­گذاری می­گردد. و برای تعیین روش شناسی چارچوب فکری مطالعات، در هستی‌شناسی بر تعالی شناسی استوار است. در معرفت شناسی عبادت یا عمل صالح، محور معرفت دینی است، از نظر انسان شناسی نیز انسان «زنده خداخواهی است که خداخواهي او مسبوق به خداشناسي و ذوب شدن در اولوهيت اوست» تمامی این ارکان به صورت هنجاری برمبنای آیات صریح قرآن انسان را به سمت «حیات طیبه» رهنمون می­گردند. حیات طیبه ثمره عبادت و توجه به عالم بالاست در همه حال است. از این رو شهرسازی به معنای انتظام محیط انسان ساخت نیز بدنبال بسترسازی محیط در راستای حیات طیبه است. برنامه پیشبرد دانش شهرسازی نیز می­تواند با برقراري ارتباط قاعده­مند، میان چارچوب­هاي فکري موجود در اندیشه اسلامی و نظریه­هاي برنامه­ریزی، مدلی روش­شناختی براي نظریه­پردازي در مطالعات شهرسازی از منظر اسلام، عرضه کند. که در آن هسته مقاوم، کلان نظریه شهرسازی عبادت محور است. کمربند محافظ و راهبردهای ایجابی می بایستی در مطالعات بعدی تبیین گردد.

 

واژه­های كليدي: شهرسازی اسلامی، انگاره­سازی روش­شناسی، چارچوب فکری، برنامه پیشبرد،

1- مقدمه

امروزه ضرورت پرداختن به مطالعات شهرسازی اسلامی در پاسخ به خواست­ها و مطالبات دورن و بیرون از حوزه دانش شهرسازی(1) پیش از پیش وجود دارد. در صورتیکه برنامه مشخصی در جهت پیشبرد این مطالعات ور به تزاید شهرسازی اسلامی طرح نگردد، هم­افزایی و تعامل میان نتایج پژوهش­ها شکل نگرفته و توان محققان صرف پژوهش­های موازی و غیر همسو خواهد شد. مقاله حاضر گام اول در این زمینه را انگاره­سازی روش­شناسی و برنامه پیشبرد مطالعات شهرسازی اسلامی می­داند. با توجه به موضوع پژوهش حاضر، روش و فرایند پژوهش باید به گونه­ای تعریف شده که ابتدا مفهوم پارادایم(چارچوب فکری) و نظرات پیرامون آن بیان و سپس مختصات(هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی)پارادایم الهی تبیین گردد. در گام بعدی قابلیت این پارادایم در جهت­دهی به بررسی­­های  علمی شهرسازی و ارائه روش مطلوب پژوهش در این حوزه پیشنهاد می­گردد. شکل 1 ارتباط مفاهیمی که بدان پرداخته می­شود را نشان می­دهد.

شکل1: ارتباط مفاهیم مقاله

 

ماخذ: نگارنده

2- طرح مساله

مساله پژوهش حاضر ناظر به چارچوب فکری و ضعف روش­شناسی  مطالعات شهرسازی اسلامی است. نظریه­پردازی و نگاه علمی به مسایل علوم عمدتا بر سه رویکرد استقرایی، ابطال­گرایانه و چارچوب فکری(3) بنا شده است. گرچه هستی شناسی، معرفت­شناسی و روش­شناسی هرکدام از این رویکردها با هم متفاوت­اند ولی تا حد زیادی نسبی­گرایی و قائل بودن به عدم دستیابی به معرفت کامل و ثابت نسبت به حقیقت، محور مشترک هرسه است. که موجب بروز تناقضاتی در بکارگیری این نظرات شده­است. در توضیح سه مولفه پیش گفته می­توان گفت، «هستی شناسی(4)» به «چیستی» موضوع می پردازد. «معرفت شناسی(5)» به چگونگی دانستن، یعنی نوع مواجهه با موضوع ، اختصاص می یابد. «روش شناسی(6)»  به شیوه انجام تحقیق می پردازد(مارش و استوکر، 2002). توماس کوهن از نظریه پردازان مطرح فلسفه علم، پیشرفت علم را متشکل از یک سری دورهای غیرمستمر از علوم بهنجار و تغییرات انقلابی می‌داند. این بدان معناست که در یک دوره زمانی، نوعی شیوه دیدن جهان بهنجار تلقی می‌شود. و در صورتی که این شیوه پاسخ‌گوی مسائل نبود، تناقضات بروز کرده و با بحران مواجه می‌شود و در نتیجه این بحران انقلاب علمی رخ می‌دهد. البته از دیدگاه کوهن پارادایم وسیع‌ترین واحد اجماع درون یک رشته علمی است که یک جامه علمی یا خرده جامعه‌ی علمی را از دیگری متمایز می‌سازد. چنین تحولی را در مقام قیاس با انقلاب‌های سیاسی، انقلاب علمی(پارادایم) می‌نامد. تناقضات بیشماری که علم معمول و مرسوم شهرسازی امروز در مواجهه با پدیده­ها دارد، را از منظر نظریه کوهن می­توان مقدمه­ای برای رخداد انقلاب علمی در دانش شهرسازی تلقی نمود. امروزه تلاش­های بسیاری توسط صاحبنظران شهرسازی اسلامی برای رغم زدن طرز تفکری متفاوت نسبت به مسایل شهرسازی مبتنی بر اندیشه اسلامی ایرانی صورت می­گیرد. نگاهی اجمالی به روش­شناسی های فعلی نظریه پردازی در شهرسازی اسلامی نشان می­دهد که هر کدام از آن ها ریشه در چارچوب تفکری دارند و بعضا دچار التقاط چارچوب­ها شده­اند. برخی مطالعات به ریشه نظری خود اشاره نموده اند و برخی در این زمینه سکوت نموده­اند. تاکنون مطالعات و تحقیقات شهرسازی اسلامی در ایران به ایجاد پارادیم معرفتی و توسعه برنامه پژوهشی، منجر نشده­است. به عبارت دیگر، نظریه ها در قالب برنامه­اي از پیش تعریف شده، کنار یکدیگر قرار نمی گیرند و ساختار منتظم و منسجمی پیش روي محققان این حوزه نیست. این موضوع، خود، معلول فقدان مدل روش­شناختی است. در شرایط امروز با فرض اینکه تناقضات روز افزونی در حال بروز می­باشد. می توان گفت مسئله این است که چارچوب­های فکری و روش­شناسی منبعث از آن در مطالعات شهرسازی ناکارآمد شده­اند. از طرفی نیازمند روش­شناسیمنقح،مدون و مکتوب و برنامه پژوهشیمشخصی هستند. ولی تاکنون انگاره­سازی مشخصی در اینخصوص صورت نگرفته و یا پژوهش­های معدودی حول آن انجام پذیرفته است. و ضرورت روز افزون رهایی از دام فکری نگاه درون پارادایمی مرسوم شهرسازی حس می­شود. پارادایم­های غالب در شهرسازی آموزه­های اسلام را مد نظر ندارند. و از طرفی نظریه­پردازی­های شهرسازی اسلامی هم افزا نیستند و اتفاق نظر روش­شناسانه محدودی میان آنها وجود دارد. از آنجا که تبیین مبانی معرفت­شناختی، هستی­شناسی و روش­شناسی سنگ بنای مباحث می­باشد. این مطالعه بدنبال انگاره­سازی روش­شناسی مطلوب از منظر چارچوب فکری الهی و تدوین برنامه پیشبرد مطالعات می­باشد.

3- چارچوب فکر(پارادایم) و روش­شناسی

روش­شناسی امری منبعث از چارچوب فکری است. چارچوب­های فکری به‌عنوان نوع نگرش به جهان، اصول ثابت و فروعات مختص به خود را دارا می‌باشند. در خصوص مفهوم چارچوب فکری تعاریف بسیاری صورت گرفته و کارکردهای آن بیشتر در تحلیل مباحث فلسفه علم معنا یافته است، «کاپرا» در کتاب «وب زندگی»، آن را مجموعه­ای از مفاهیم، ارزش­ها، برداشت­ها و شیوه­های عمل مشترک یک جامعه علمی که نگاه خاصی نسبت به واقعیت شکل می­دهد و مبنای سازماندهی آن جامعه قرار می­گیرد، تعریف می کند. وی هدف از ورود به مباحث از نظرگاه چارچوب فکری را این می­داند که «نشان دهیم، مرزهای بحث کجاست؟» و «چگونه در آن مرزها عمل کنیم تا موفق شویم؟». کوهن چارچوب فکری را نوعی سیستم کلی اندیشیدن و تفکر تعریف می­کند. سیستمی که فرد در قالب آن به پیرامون خود نگاه می­کند، با آن رابطه برقرار می­کند، با ابزار خاصی به سنجش آن می­پردازد، به نحوی خاص به انسان­های پیرامون خود نگاه می­کند، از زبان خاصی برای پژوهش پیرامون خود استفاده می­کند، و ارزش­های خود را در مشاهده دخالت می­دهد یا نمی­دهد. بیشتر صاحبنظران معطوف به نظرات کوهن چارچوب فکری را دارای سه رکن 1- هستی شناسی 2- شناخت شناسی 3- روش­شناسی می­دانند. هستی شناسی اشاره به این دارد که از نگاه پژوهشگر واقعیت یک پدیده یا معنای واقعی که یک پدیده می­پذیرد چیست؟ شناخت آن واقعیت اشاره به شناخت شناسی دارد، یعنی فرایندی که انسان­ها برای شناخت واقعیت مورد استفاده قرار می­دهند و روش­شناسی به دسته روش­ها یا روش بکارگیری روش مورد استفاده، برای شناخت اشاره دارد. پس چارچوب فکری بنیان­های ذهنی عقبه هر سطح را آشکار می­کند(کتاب پارادایم­ها سازوکار کشف آینده1992، به نقل از دانایی­فر، 1390). البته در پژوهش ­های گوناگون هستی­شناسی، معرفت­شناسی، روش­شناسی و روش به شيوه­هاي متفاوتي تعريف مي­شوند. هستی شناسی پژوهش عبارت است از: نظريه­اي عام دربارة اينكه چه نوع چيزهايي يا جوهره­هايي در جهان وجود دارند. و اشاره به گستره­اي از هستي­ها و روابطي است كه درون حوزهاي خاص از معرفت و تخصص علمي پذيرفته مي­شود(بنتون و کرایب، 1384). بلیکی آن­را «مفروضات رويكرد خاصي از پژوهش اجتماعي دربارة ماهيت واقعيت اجتماعی» (بليكی، 1993، 6) می­داند. والیمن «نظرية موجوديت­هاي اجتماعي و هرآنچه به منظور پژوهش وجود دارند»(والیمن، 2006، 15) تعریف کرده­است. هستی شناسی پژوهش بازتاب«نگرش پژوهشگر درباره سرشت جهان»(مارش فورلانگ، 1387،32-64) و «نگرش پژوهشگر درباره آنچه جهان اجتماعی را می­سازد و چگونگی مطالعه آن» است(باربور، 2007، 20) به طور خلاصه هستی­شناسی پژوهش توجیه راهبرد خاصی از پژوهش درباره ماهیت واقعیت اجتماعی است. معرفت­شناسي عبارت است از« مطالعة اينكه چگونه و چه چيزي را ميتوان شناخت»(والیمن، 2006، 14) و «مطالعه ماهیت معرفت و توجیه» (شوانت، 2001، 71). معرفت­ شناسی می­تواند به مثابه توجیه معرفت در نظرگرفته شود. به طور خلاصه معرفت­شناسی پژوهش به مفروضاتی درباره چگونگی شناخت هرچه وجود آن پذیرفته شده­است اطلاق می­شود. روش­شناسی عبارت است از «نظریه و تحلیل درباره نحوه اجرای پژوهش»(هاردینگ، 1987، 2)، «تحلیل مفروضات، اصول و روش­های اجرا در رویکردی خاص به پژوهش»(شوانت، 2001 ،161) یا آنگونه که کاپلان(1964) تعریف می­کند، «مطالعه- توصیف، تعریف و توجیه- روش­ها و نه خود روش­ها»(کارتر و لیتل، 2007، 28) به طور خلاصه روش شناسی مطالعه روش­ها (میلز،1382، 69) و توجیه کننده روش­های پژوهش است. روش ها عبارت­اند از «تکنیک­هایی برای گردآوری شواهد و مدارک»(هاردینگ، 1987، 2) یا «روش­های اجرا، ابزارها، و تکنیک­های پژوهش»(شوانت، 2001، 158). روش­های پژوهش«واسط و پیامد عمل پژوهش اند»(سایر، 1385، 4) به طور خلاصه، روش­ها به مثابه­ی عمل یا اجرای پژوهش در نظر گرفته می­شوند. در شکل2 رابطه بین هستی­شناسی، معرفت­شناسی، روش­شناسی و روش نشان داده است.

شکل2: رابطه بین معرفت­شناسی، روش­شناسی و روش

 

ماخذ: کارتر و لیتل، 2007(با تغییر و اضافات)

4- شیوه مواجهه

مواجهه پارادایمیک با مباحث شهرسازی از منظر الهی می‌تواند در با رویکردهای مختلفی به انجام برسد. در اینجا به دو رویکرد عمده که تاکنون مطرح بوده اشاره خواهیم کرد و سپس رویکرد سوم را که پژوهش حاضر اتخاذ شده معرفی می‌کنیم. دو رویکرد نخست به نحوی درست در مقابل یکدیگر قرار دارند زیرا در اولی که اعراض از فلسفه و بسنده نمودن به متون اسلامی مورد نظر است در حالی که در دومی یک نظام فلسفی مبنای اصلی کار قرار می‌گیرد. رویکرد پژوهش حاضر به منزله رویکرد سوم در محتوا به فلسفه پشت می‌کند و بیشتر به منزله ساختار و روش آنرا برای پیگیری مباحث پیشنهاد می­کند. جدول 1 به صورت مختصر، نکات کلیدی این شیوه برخورد را ارائه می­کند.

جدول شماره 1 شیوه مواجهه پارادایماتیک با مباحث شهرسازی از منظر الهی(اندیشه دینی)

نکات ضعف

نکات قوت

 

این امر را در محیط بسته جستجو می کند و تحریم مراوده و برکشیدن حریم فکری

اندیشه های ناب از متون اسلامی  مستخرج و از اختلاط پرهیز می کند.

رویکرد اول

التقاط و ترکیب ناسزاوار میان اندیشه های اسلامی و محتوای اندیشه های دیگر

امکان و ضرورت داد و ستد با سایر اندیشه ها

رویکرد دوم

  • دغدغه اصالت در محتوا مانند رویکرد اول
  • گشودن باب داد و ستد از حیث روش و ساختار

رویکرد منتخب

ماخذ: نگارنده

رویکرد نخست بر آن است که برای مشخص نمودن اندیشه‌های اساسی باید به نظام‌های فلسفی که به اندیشه مسلمانان نفوذ کرده پشت نمود و تنها در متون اسلامی به جستجو در مورد آن‌ها پرداخت(2). این رویکرد از اعتقاد به تباین میان فلسفه و عرفان اسلامی با دین سرچشمه گرفته است. از آغاز انتقال فلسفه یونان به عالم اسلام در جریان نهضت ترجمه کسانی (هم در حوزه شیعی و هم در حوزه سنی) به چنین تباینی میان فلسفه و دین باور یافتند. این گروه برآنند که درخصوص مسائل و مباحث بنیادی فکری آن دستاوردهای فیلسوفان و دیدگاه‌هایی که در اسلام مطرح شده تفاوت اساسی و تباین وجود دارد. این تفاوت در دیدگاه‌های مربوط به هستی، انسان، معرفت، و ارزش صادق است.

رویکرد دوم، برخورد مناسب را استنتاج از نظام‌های فلسفی و عرفانی مسلمانان می­داند، در نگاه این رویکرد، هستی­شناسی، انسان­شناسی و سایر اجزا پارادایم از منظر فیلسوفان و حکما بررسی شده که در آن نه تنها دین با فلسفه تعارضی ندارد بلکه میان آن دو هماوایی و هماهنگی نیزبرقرار است. زیرا فلسفه در تلاش است با زبان عقل به همان حقایقی دست یابد که دین با زبان وحی آن­ها را بیان نموده است. جدول شماره 2 ارکان چارچوب فکری با استفاده از شیوه مواجهه منتخب را نشان می­دهد.

جدول شماره2: ارکان اندیشه اسلامی- ایرانی در این پژوهش با اتخاذ رویکرد جدول 1

رکن

از منظر اندیشه اسلامی- ایرانی

هستی شناسی

هستی مخلوق خداوند یکتاست. وجود خداوند بی نیاز از اقامه براهین فلسفی است با این حال اندیشه ورزی فلسفی در هستی شناسی اسلامی ممکن و مطلوب متون دینی و پیشوایان است.

معرفت شناسی

در این اندیشه شناخت در عین دارا بودن ویژگی­های شناخت علمی و نیز شناخت فلسفی فراتر از آنها به تعالی شناسی نظر دارد. ویژگی­های این معرفت­شناسی بدین شرح­اند: 1- علم عقلی قطعی با علم نقلی قطعی تعارض ندارد. 2. علم عقلی متعارض با شریعت مخدوش است و عقل بشری می‌تواند بطلان آن را آشکار سازد 3. علم عقلی درست بیرون از دایره شریعت نیست.

روش­شناسی

دغدغه اصالت در محتوا و استخراج اندیشه های ناب از متون اسلامی و پرهیز از اختلاط، گشودن باب داد و ستد از حیث روش و ساختار با سایر اندیشه­ها.

انسان شناسی

انسان «حيّ متاله» زنده خداخواهي كه خداخواهي او مسبوق به خداشناسي و ذوب شدن در اولوهيت اوست معنی می­شود.

ماخذ: نگارنده با بهره گیری از جوادی آملی(1389) و باقری(1389)

5- روش­شناسی مطالعات شهرسازی در چارچوب فکری اسلام

ارتباطات شکل2 بر نياز به شفاف­سازي روش­ها، روش شناسي­ها، معرفت شناسي­ها و هستي شناسي­ها تأكيد مي­كنند. اگرچه غالباً درك و فهم مفاهيم هستي­شناسي و معرفت شناسي دشوار به نظر ميرسد، بسيار مهم و ضروري است كه پژوهشگران دربارة اين مفاهيم بيانديشند زيرا كه هستي شناسي، معرفت شناسي، روش شناسي و روش مفاهيمي بنيادين اند. مهم است که مباحث شهرسازی از کدام دریچه نگاه می­شوند و چگونه با همدیگر معنا و ربط می­یابند. روش­شناسی اشاره به اصول و ایده­هایی دارد که پژوهشگران براساس آن، روش­هایشان را پایه­ریزی می­کنند. روش­شناسی در برگیرنده این است که چگونه ساختار کلی نظریه در رشته­های علمی خاص کاربرد پیدا می­کند. برای مثال چگونه کارکردگرایی یا اقتصاد سیاسی مارکسیستی یا پدیدارشناسی در حوزه­های پژوهشی خاصی بکار برده می­شود(هاردینگ، 1987، 2-3). کاپلان (1964) در کتاب خود با عنوان اجرای پژوهش بر تنشی مهم بین آنچه واقعا در پژوهش انجام می­گیرد و شیوه گفتگوی ما درباره آنچه انجام می­گیرد، تاکید کرد. او از اصطلاح منطق کاربردی استفاده کرد تا به منطقی که پژوهشگر برای تولید معرفت بکار می­گیرد. اشاره کند و اصطلاح «منطق بازسازی شده» را بکار می­برد تا به تلاش در زمینه صورتبندی، مفصل­بندی، تحلیل یا ارزیابی منطق کاربردی اشاره کند. کاپلان در کنار سایر نویسندگان روش شناسی را بعنوان «مطالعه- توصیف، تبیین و توجیه روش­ها و نه خود روش­ها» تعریف کرد. هدف از روش­شناسی عبارت است از: توصیف و تحلیل روش­ها، با روشن ساختن محدودیت­ها و منابعشان، و توضیح دادن پیش فرض­ها و نتایج به ما کمک می­کنند تا بفهمیم و محصولات پژوهش علمی نبوده بلکه خود فرایند هستند(کاپلان، 1964،ص23، به نقل از صادقی فسایی، سهیلا و ناصری­راد، محسن، 1390). بنابراین روش­شناس کسی است که بیرون از روش­ها قرار دارد و توصیف، تبیین، و توجیه و ارزیابی می­کند و کمک می­کند ما آن­ها را بهتر درک کنیم. پژوهشگران می­توانند بعنوان روش­شناس عمل کنند. نظریه­پردازان نظام­های فکری مختلف نیز می­توانند بعنوان روش­شناسان ناظر عمل کنند(کارتر و لیتل، 2007، 28). روش­شناسی با در نظر گرفتن مبانی هستی­شناختی و معرفت شناختی خود و براساس یا به تناسب نظریه­هایی که در حوزه یک علم پذیرفته است، روش خاصی را شناسایی و توصیه می­کند(سایر، 1385: مقدمه پارسانیا، بیست و یک). 

با توجه به ارکان مطرح در جدول شماره 2 و محوریت مشترک آنها در حیات متالهانه انسان و وجه بارز تعالی شناسی، ایمان و عبادت و عمل صالح در هستی­شناسی و تمرکز معرفت دینی بر تعالی انسان می­توان هنجاری برخورد کردن چارچوب فکری اسلام با مقوله­ها را نتیجه گرفت از اینرو روش­شناسی هنجاری یکی از محورهای مطالعات شهرسازی اسلامی است. 

شهرسازی اسلامی

مجلد اول کلان نظریه شهرسازی اسلامی که در قالب طرح پژوهشی به سفارش مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران انجام شده بود. به چاپ رسید.

آدرس دانلود:
http://rpc.tehran.ir/%D8%A2%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D9%88/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4/1394-6-25-101553

 

مجلد اول کلان نظریه شهرسازی اسلامی که در قالب طرح پژوهشی به سفارش مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران انجام شده بود. به چاپ رسید.

آدرس دانلود:
http://rpc.tehran.ir/%D8%A2%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D9%88/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4/1394-6-25-101553

 

برگزاری دومین کارگاه آشنایی با تجارب مداخله در بافت تاریخی شهر یزد

دومین کارگاه آشنایی با تجارب مداخله در بافت تاریخی شهر یزد در روزهای چهارشنبه و پنج شنبه مورخ ۷و۸ اسفند ۹۲ در دانشکده هنر و معماری دانشگاه یزد با حضور اساتید برجسته شهرسازی کشور دکتر سید محسن حبیبی و سید حسین بحرینی و دکتر محمد سعید ایزدی مدیرعامل شرکت عمران و بهسازی شهری ایران برگزار می شود.

اطلاعات بیشتر  تماس با شماره تلفن روابط عمومی کارگاه ۰۹۱۰۳۲۶۸۰۳۵

«زندان شهری کوچک، آموزنده برای شهرسازان»

«زندان شهری کوچک، آموزنده برای شهرسازان»

بالاخره پس از پیگیری‌های فراوان بازدید دانشجویان درس تحلیل مسائل شهری از زندان مرکزی یزد مجوزهای لازم را گرفت. سوال‌های فراوانی برای دانشجویان پیش‌آمده بود: چرا باید به زندان برویم؟ زندان چه مطلب آموزنده‌ای برای یک دانشجوی شهرسازی دارد؟ آیا دانشجویان دختر هم می‌توانند به بازدید بیایند؟ آیا زندان زنان را نیز بازدید خواهیم کرد؟ و سؤالاتی از این قبیل....

راستش را بخواهید خودم هم دقیقا پاسخ برخی از این سوالات را نمی‌دانستم. و فقط این را می‌دانستم که این بازدید آورده زیادی برای من و بچه‌ها خواهد داشت. خودم هم سوالات دیگری داشتم: اگر می‌گوییم زندان برای اصلاح مجرم است. و اگر بیان می­شود. زندان شهری کوچک است. این شهر به مثابه یک ظرف چه‌طوری به مجرم یعنی مظروف خود شکل می‌دهد؟ چطورست که مجرم در زندان جرمی را که در بیرون مرتکب شده‌ دیگر تکرار نمی‌کند. ظرف زندان چگونه است که رفتار مظروف را نظم می‌دهد؟ و او را در اکثر موارد به صورت پایدار اصلاح می‌کند. و در حالتی دیگر اگر برخی مجرمان اصلاح نمی‌شوند. آیا مشکل از کارکردهای برنامه ریزی شده در زندان است؟

در فرض اول یعنی حالتی که زندان به گونه‌ای موثر رفتار مجرمان را نظم می‌دهد و باعث تغییر رفتار پایدار در آن‌ها می‌شود. درسی آموزنده در شهرسازی است توضیح اینکه اگر زندان بعنوان شهری کوچک توانسته خلاف‌کارترین افراد جامعه را با کارکردهایی که دارد به بهترین نحو متحول کند و زمینه بروز رفتارهای ناهنجار را کاهش دهد. آیا شهرسازی نیز می‌تواند از آن الگو گرفته و کارکردهای شهری را به نحوی شکل دهند که بروز برخی رفتارها کمتر شود و حتی کسانی که تمایل به بروز رفتارهای ناهنجار دارند نتواند آن را در شهر بروز دهند.

توضیح: رویکردهایی همچون پیشگیری از جرم از طریق طراحی نیز به این موارد پرداخته اند(CPTED). ولی آنچه مد نظر است متفاوت تر از و از طراحی فراتر می­رود.

صبح یکشنبه نوزدهم آبان 1392 ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه، ورودی زندان مرکزی یزد. من به همراه 17 نفر از دانشجویان شهرسازی ورودی 89  دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد، پس طی مراحل حفاظت وارد زندان شدیم. یک گروه 13 نفر از دانشجویان خانم برای بازدید بند نسوان و من و گروه دانشجویان پسر راهی بازدید از بند مردان -در زندان به بند اندرز گاه هم می‌گویند- شدیم.

بازدید ما با بازدید از مجتمع آموزشی زندان که مجموعه کاملی از کلاس‌های نهضت سوادآموزی تا دبیرستان و سپس مقطع کاردانی دانشگاه را داشت شروع شد و پس از آن به سالن ملاقات خانوادگی رفتیم. بیشتر شبیه یک سفره خانه سنتی بود صندلی و میزهایی گرد شبیه مبلمان پارک، و چهار پنج میز کودک در وسط سالن، مسول مربوطه می‌گفت میزهای گرد برای ملاقات خانواده‌ها در نظر گرفته شده‌اند و میزان کودک برای اینست که در زمان ملاقات، کودکان مزاحم خانواده‌ها نباشد. البته برنامه‌های فرهنگی همچون برگزاری مسابقه نقاشی و اهدای جایزه نیز در نظر گرفته شده بود.

از طریق راهرو انتهای این سالن وارد ساختمان اصلی نگهداری زندانی‌ها که متشکل از قسمت های ذیل بود شدیم.

درمانگاه زندان،

 گلخانه،

 اندرز گاه هجرت ویژه اتباع بیگانه،

 اندرز گاه‌های دو و چهار پنج

مدرسه قرآنی و بند قرآنی،

 صدا و سیمای زندان،

 بوفه،

 کتابخانه

 کابین ملاقات

 هر کدام از قسمت‌ها توزیع خاص خود را دارد درمانگاه دو وظیفه اصلی داشت یک غربالگری زندانیان در بدو ورود. معروف به کلینیک مثلثی که موارد هم چون ایدز، اعتیاد و بیماری‌های جنسی را غربال می کرد. و وظیفه دیگر بستری و درمان زندانیان.

  قسمت بعدی یک گلخانه خیلی بزرگ بود درخت موز، کاج های مطبق، حسن یوسف، و انواع دیگر از گیاهان زینتی که من اسامی آنها را نمی دانستم آنجا بود. بخشی از آن به پرندگان زینتی و قسمت آخر یک کلاس آموزشی و بعد از آن اتاق پرورش قارچ قرار داشت. مسئول مربوطه می‌گفت قارچی که تولید می‌شود به فروش می‌رسد و عواید آن از آن همان زندانیانی است که قارچ را پرورش داده­اند. عجیب‌ترین چیزی که آنجا بود، گربه‌ای به نام مرمر بود که جثه‌ای بسیار بزرگ داشت. زندانی مسئول گلخانه گفت این گربه شناسنامه هم دارد و متعلق به شخص خاصی نیست در حقیقت متعلق به همه زندانیان است.

 راهروی اصلی را ادامه دادیم از جلوی بوفه زندان رد شدیم. بوفه زندان به پیمانکار خصوصی واگذار شده اما چند نفر از نیروهای آن از زندانیان است. انواع غذاهای رستورانی و فست فودی را سرو می‌کند. قیمتش هم زیاد بالا نبود پیتزا  6٬500 تومان، همبرگر 2٬600 و بختیاری 11٬000 تومان. پیمانکار با افتخار گفت رییس زندان هم غذا به ما سفارش میدهد.

از بوفه جلوتر رفتیم نوشته بودصداوسیمای زندان!!!... با کمال تعجب یک بار دیگر، تابلو را خواندم، بله درست است صداوسیما. یکی از ماموران با مسئول روابط عمومی شوخی کرد. گفت اینجا صداوسیما است. و ایشان هم آقای ضرغامی!!!... وارد شدیم. نوشته بود استودیوی صدا، استودیو تصویر، نودال، مدیریت و...  مسئول روابط عمومی توضیح داد که 19 زندان کشور مرکز صدا و سیما دارد که هر روز برنامه‌های متنوعی برای زندانیان تولید می‌کنند. علاوه بر این شبکةهای دیگر مانند آی فیلم نیز از طریق تلویزیون‌های زندان قابل دریافت است. صداوسیمای زندان یزد یکی از مطرح‌ترین صداوسیما های زندان‌های کشور است.

واقعا خیلی جذاب بود این که می‌گفتند زندان یک شهر کوچک است برایم مسجل شد. کلیه فعالیت‌ها را اعم از خدماتی بهداشتی، فرهنگی و غیره می‌شد دید.

از صدا سیما که خارج شدیم نوشته بود  اندرز گاه هجرت ویژه اتباع بیگانه آمار 122 نفر. مسئول مربوطه گفت هجرت نام‌گذاری کردیم که یعنی این‌ها باید بروند. جلوتر انتهای راهرو، بند چهار و شش بود که اصلا به آن نزدیک نشدیم و می‌گفتند این ها خطرناک‌تر از بقیه هستند.

جلوتر رفتیم کفش‌هایمان را همان جا گذشتیم و وارد شدیم سمت راست انگار وارد یکی از مساجد سنتی یزد شدیم بسیار محیط زیبایی بود. دیوارهای شبیه کاهگلی طاق ضربی نورپردازی زیبا، کف گلیم میبد. روحانی مسول این قسمت توضیح داد: اینجا مدرسه قرآنی است. تاکنون شش ورودی داشته است زندانیان پس از هر طی هشت ترم مدرک مربیگری یا کمک مربی قرآن کریم می‌گیرد. در کنار این مدرسه کلاس‌هایی همچون حفظ قرآن نیز برگزار می‌شود. این مجموعه کتابخانه دیجیتالی نیز دارد. درست روبه‌روی مدرسه قرآنی بند زندانیان عضو مدرسه است. طبقه بالا کتابخانة زندان بود. کنار بند قرآنی کابین ملاقات قرار داشت. کابین هایی مثل فیلم ها !!... روی دیوار نوشته بود انواع ملاقات کابین 20 دقیقه، حضوری سالن 30 دقیقه، خصوصی  180 دقیقه. مسول مربوطه گفت طبق قانون فقط کابین را همه می توانند استفاده کنند و بقیه تشویقی است.

مسیری که رفته بودیم را برکشتیم. از کنار درمانگاه وارد حیاط شدیم که گفتند مجموعه ی فنی حرفه‌ای زندان است. تابلوها را یکی‌یکی خواندم اندرزگاه همت یعنی بند کسانی که در کلاس های فنی و حرفه­ای، آموزش می‌بینند کلینیک مشاوره، کلاس معرق فلز، زرگری، خراطی، قلم‌زنی، کارگاه مونتاژ که در قسمت انواع سیفون مونتاژ می‌شد. زندانی توضیح داد این سیفون متعلق به یکی از برندهای لوازم ساختمانی است و ما به صورت دانه ای در ازای مزدی کار مونتاژ را انجام می­دهیم. از قسمت انتها وارد راهرویی شدیم که بقیه کلاس‌ها درآن قرار داشت. کارگاه خیاطی که مشغول دوختن لباس زیر زندانیان بودند. مسول توضیح داد هر زندانی در بدو ورود یک دست لباس زیر میگیرد که همین جا دوخته می شود. کارگاه پرورش ماهیان زینتی، پیکرتراشی باچوب، کارگاه تعمیر تلفن، تراش سنگ‌های تزیینی، کارگاه کامپیوتر و نمایشگاه دایمی آثار تولیدی، در این قسمت قرار داشت.

 مسیر را برگشتیم به سمت نقطة شروع بازدید یعنی درمانگاهی که در ابتدای بندها قرار داشت است. از راهروی زیرزمینی عرض 3 متر، به محوطه یکی دیگر از بندها که در حقیقت یک سوله بود رفتیم، دور تا دور آن را تخت چیده بودند. مسئول توضیح داد که این‌ها خلاف‌های سبک‌تری دارند. زندانیان در محوطه باز وسط سوله نشسته بودند. اول فکر کردم که کسی برای آن‌ها سخنرانی می‌کند جلوتر که رفتم دیدم همگی با هم دارند جومونگ میبینند!!...

از این بند بیرون آمدیم از طریق یک راهروی زیرزمینی به سمت مجموعه سالن ورزشی رفتیم -جالب اینکه کل فضاها زیر زمینی به هم متصل بود- انتهای راهرو چند میز تنیس گذاشته بودند.  از طریق  ورودی به سالن اسکواش و بعد از آن با طی مسیر از  راهرویی که به سالن اصلی وارد شدیم. روی دیوار راهرو عکسهای گروه کوهنوردی کارکنان زندان نصب شده بود- صعودی زمستانی  به قله آرارات- . وارد سالن اصلی شدید سمت راست. زورخانه پشت آن تشک کشتی  وسط محوطه چندمنظوره فوتبال سالنی والیبال و بسکتبال بود. سمت راست یک میز مخصوص مسابقات مچ اندازی و مجموعه بدنسازی قرار داشت. از طریق درب اصلی مجموعه ورزشی بار دیگر  وارد حیاط زندان شدیم.

 آسایشگاه سربازان، آشپزخانة، نانوایی را بازدید کردیم. از جلوی خشکشویی و رادیولوژی زندان رد شدیم. رسیدیم به جایی که بازدید از آن شروع شده بود. مسئول فرهنگی زندان را در این مکان ملاقات کردیم. ما را دعوت کردند جهت پذیرایی به نمازخانه که در طبقه زیرین مدرسه و دانشگاه یا همان مجتمع آموزشی واقع شده بود، برویم. البته فقط نمازخانه نبود مسئول گروه‌های هنری توضیح داد این نمازخانه به عنوان آمفی‌تئاتر برای تمرین گروه تئاتر و موسیقی زندان نیز استفاده می‌شود.

تعدادی صندلی چیده شده بود و پذیرایها روی میز، فیلم عزاداری زندانیان در ایام محرم را برایمان پخش کردند و توضیح دادند. که هر شب دو ساعت زندانیان در این محل عزاداری می‌کند به‌صورت هیئت‌هایی از محل بند تا این سالن عزاداری می‌کند. البته به نوبت؛ هر بند 15 دقیقه فرصت دارد. یکی‌یکی به ترتیب می‌آید و در نهایت کل زندانیان به صورت جمعی عزاداری می‌کنند. معاون اداری- مالی هم پس از خیر مقدم. در مورد سایر زندان‌های استان یزد وفعالیتهای آن‌ها توضیح داد جالب‌ترین قسمت از نظر من سیستم زندان باز بود. که در آن زندانیان با سپردن وثیقه روزها تحت نظر، بیرون از زندان کار می‌کند و فقط شب‌ها در زندان هستند. یکی از پروژه‌های انجام شده توسط زندانیان زندان باز، عملیات عمرانی ورودی شهر میبد بوده است. ایشان توضیح دادند البته درخواستهای جدید نیز داریم مثلاً یکی از کارخانه‌های شهرک صنعتی تقاضای 400 نیروی کار از میان زندانیان دارد. در پایان از بچه‌ها خواستند که نظرات انتقادات و پیشنهادات خود را بیان کنند که مواردی بیان شد. من هم از طرف مجموعه دانشگاه یزد و بویژه دانشجویان کلاس از مسئولین زندان تشکر کردم.

بعد از این برنامه با طی مراحل حفاظت از زندان خارج شدیم. واقعاً که یکی از بهترین بازدیدهای بود که تابه‌حال رفته بودم. محسن رفیعیان 92/8/21 ساعت 7/55 صبح سه شنبه 8محرم.

«مسکن مهر طفل تولد نیافته ای که مجلس ترحیمش برپا شده»

درحالی‌که هنوز پروژه‌های مسکن مهر کشور به طور کامل اجرا نشده و بسیاری از این واحدها تحویل مردم نگردیده است. از گوش و کنار محافل علمی، اجرایی و حرفه‌ای کشور صحبت‌های مختلفی مبنی بر موفق نبودن این پروژه و با شکست مواجه شدن آن به گوش می‌رسد. البته طرح انتقادات تند و این‌چنینی نه تنها در موضوع مسکن مهر بلکه در مورد تمامی پروژه‌های ملی با تغییر دولت‌ها یا تغییر مدیران و به تبع شرایط زمانی امری مرسوم است.

در میان هستند کسانی که به حق نگران آینده پروژه‌های مسکن مهر و ساکنان آن هست و مطالب سازنده‌ای را در این زمینه بیان می­کنند. اما گروهی به دلیل عدم اطلاع یا غرض‌ورزی از همین الان فاتحة این پروژه را خوانده‌اند و برایش مجلس ترحیم برپا کرده­اند. مجلس ترحیمی که در آن، درگذشته را مورد لعن و نفرین قرار می­دهند. عبارت «شهر موجودی زنده است» از جملات کلیدی علم شهرسازی است. مسکن مهر بعنوان جزیی از شهرهای امروز، موجودی زنده است. که باید رشد یابد، تربیت شود و به بلوغ برسد.

جالب اینجاست که چگونه این جنینی که هنوز متولد نشده و مراحل جنینی خود را سپری می‌کنند، می‌شود برایش مجلس ترحیم گرفت و فاتحه خانی برپا کرد؟ بسیاری از نوزادان پس از تولد دچار بیماری‌های گوناگون هستند، آن‌ها را بستری می‌کنند، در انکوباتور قرار می‌دهند، زیر نور مهتابی می‌گذارند، پزشکان و پرستاران از آنها نگهداری می­کنند تا بهبود یابند. بهتر نیست مسکن مهر هم؛ چون طفل تازه تولد یافته­ای مورد توجه قرار گیرد؟

 مسکن مهر تولد یافته یا دارد متولد می­شود. الان موقع آن فرارسیده که نهادهای فرهنگی اجتماعی و اقتصادی کشور دست به دست هم دهند تا این طفل بتواند رشد کرده بلوغ یافته و ثمر دهد و خدای نکرده تجارب تلخ مساکن اجتماعی و مساکن حمایتی اروپا در ایران اتفاق نیافتد. وقت آن فرا رسیده که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، نهادهای تحت سیاست‌گزاری امور فرهنگی کشور و نهادهای سیاستگزاری امور اقتصادی دست به دست هم دهند و مسکن به راه در ادامه مسیر یاری کند در این میان منتقدان منفی نگر نیز بهترست در عوض نقد یک‌جانبه و سیاه نمایی، این پدیده را چه خوب چه بد بپذیرند و با ارائه نظرات راهگشا کاری کنند تا کمترین آسیب از این ناحیه متوجه نظام شهرسازی و جامعه ایران گردد. و منابع مادی و معنوی چندین ساله به هدر نرفته و ثمر دهد.

«روش شناسی» مطالعات انسان طبیعت شهرسازی

رابطه انسان با طبیعت را می­توان در دو زمینه اصلی ارتباط بطئی و علمی او با محیط پیرامون بررسی کرد. ارتباط بطئی به تعامل انسان با طبیعت که ناخودآگاه است پرداخته و ارتباط علمی به تعامل از پیش اندیشیده وی با طبیعت اطلاق می­گردد. در ارتباط علمی، که معمولا متخصصان بدان می­پردازند، هدف کشف روابط بین پدیده ها و تسلط بر ساز و کارهای میان آنهاست. شهرسازی بعنوان یکی از دانش های بشری که ارتباط زیادی با انسان و طبیعت دارد. در طول دهه­ها سعی در تبیین رابطه انسان و طبیعت داشته است. کتب فراوانی در این زمینه نگاشته شده­است و نظریه­ پردازان بسیاری به این رابطه پرداخته­اند. از منظری؛ نظریه­پردازی و نگاه علمی به پدیده­ها بطورکلی بر سه رویکرد استقرایی، ابطال­گرایانه و پارادایماتیک بنا شده است. گرچه هستی شناسی، معرفت­شناسی و روش­شناسی هرکدام از این رویکردها با هم متفاوت­اند ولی نسبی­گرایی و قائل بودن به عدم دستیابی به معرفت کامل و ثابت نسبت به حقیقت رگه­ی مشترک هرسه است. که موجب بروز تناقضاتی در بکارگیری این نظرات شده­است.

توماس کوهن از نظریه پردازان مطرح فلسفه علم پیشرفت علم را متشکل از یک سری دورهای غیرمستمر از علوم هنجاری و تغییرات انقلابی می‌داند. این بدان معناست که برای یک دوره زمانی یک شیوه دیدن جهان هنجار تلقی می‌شود. و در صورتی که این شیوه پاسخ‌گوی مسائل نبود، تناقضات بروز کرده و با بحران مواجه می‌شود و در نتیجه این بحران انقلاب علمی رخ می‌دهد. البته از دیدگاه کوهن پارادایم وسیع‌ترین واحد اجماع درون یک رشته علمی است که یک جامه علمی یا خرده جامعه‌ی علمی را از دیگری متمایز می‌سازد. بود چنین تحولی را در مقام قیاس با انقلاب‌های سیاسی، انقلاب علمی(پارادایم) می‌نامد.

نگاهی اجمالی به نظریات مبین رابطه انسان و طبیعت نشان میدهد که هر کدام از آن ها ریشه در پارادایمی دارند و بعضا دچار التقاط پارادایمی شده اند. برخی مطالعات به ریشه پارادایمی خود اشاره نموده اند و برخی در این زمینه سکوت نموده اند. در شرایط امروز با فرض اینکه بخشی از نابسامانی­های محیط زیست انسان، معلول ناتوانی او از تنظیم علمی رابطه­اش با محیط پیرامون است و تناقضات روز افزونی در حال بروز می­باشد. می توان گفت پارادایم­ها ناکارآمد شده­اند. و ضرورت روز افزون رهایی از دام فکری نگاهی درون پارادایمی و یا برون پارادایمی (فرا پارادایمی) مرسوم حس می­شود. پارادایم‌ها به‌عنوان نوع نگرش به جهان(جهان‌بینی) دارنده اصول ثابت و فروعات مختص به خود می‌باشند. از آنجا که تبیین مبانی معرفت شناختی، هستی شناسی و روش­شناسی سنگ بنای مباحث می­باشد. این مطالعه در تبیین رابطه انسان، طبیعت و شهرسازی بدنبال ترسیم روش­شناسی مطلوب از منظر پارادایمی الهی می­باشد.

با توجه به موضوع پژوهش حاضر که تبیین روش­شناسی چگونگی ارتباط انسان، محیط و شهرسازی است. روش و فرایند پژوهش باید به گونه­ای تعریف شده که ابتدا مفهوم پارادایم و نظرات پیرامون آن بیان و سپس مختصات(هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی)پارادایم الهی تبیین گردد. در گام بعدی قابلیت این پارادایم در جهت دهی به بررسی­ علمی رابطه انسان، محیط و شهرسازی ارائه و روش مطلوب پژوهش در این حوزه پیشنهاد می­گردد. شکل 1 ارتباط شماتیک مفاهیمی که در این فصل بدان پرداخته می­شود را نشان می­دهد.

فهم و اهمیت پارادایم

فهم و اهمیت پارادایم

آگامبن در سخنرانی خود تحت عنوان پارادایم چیست؟ در بخش تحلیل ریشه­یابی پارادایم مدعی است که واژه پارادایم از واژه لاتین Paradigma برخاسته و در فرهنگ یونانی عنوان Paradegima به خود گرفته است و سپس بعنوان Example یا در شکل اولیه­اش Paradeikunai به انگلیسی برگردانیده شده است. پیشوند Para به معنای alongside(در امتداد) و Deikunai به معنای to show(نشان دادن) است. بنابراین اگر در کنار هم قرار گیرند بعنوان alongside shown (در امتداد نشان دادن) یا What shows itself beside (چیزی که کنار خود را نشان می­دهد) تلقی می­شود(گوترکوک،2001:2).

این واژه در ابتدا در مورد قواعدد حاکم بر زبان(گرامر) بکاربرده می­شد. فرهنگ وبستر تنها استفاده فنی آن­را در بستر گرامر یا در فن اقناع زبانی بعنوان اصطلاحی برای یک مثل یا داستان کوتاه توضیح دهنده تعریف می­کند. همچنین در زبان شناختی، فردیناند دی سوسور از پارادایم برای اشاره به طبقه­ای از عناصر که دارای شباهت­هایی هستند استفاده کرده است. توماس کوهن بعنوان یک فیلسوف علم پارادایم را «مجموعه­ای از شیوه­هایی تعریف می­کند که یک رشته علمی در طی یک دوره زمانی خاص در پیش می­گیرد» در میان تمامی این تعاریف شاید بتوان پارادایم را «بعنوان چارچوبی از پیش فرض­های بنیادی توصیف می­شود که ادراک افراد براساس آنها ارزیابی می­شود و دارای نوعی هستی­شناسی، شناخت­شناسی و روش­شناسی است». «صحبت از پارادایم راهی است برای افزایش قدرت فهم انسان زیرا با بحث در مورد پارادایم مشخص می شود که ماخذ موروثی و مسلم فرض شده اندیشه و عمل انسان ها که زیر بنای هر نوع فرهنگ یا خرده فرهنگ انسان هاست، چیست؟»  بر این اساس وقتی از پارادایم پژوهشی، موضوعی، فکری و کاری صحبت میکنیم در پی یافتن ریشه های کنش انسان­ها و خاستگاه پژوهشی، موضوعی، فکری و کاری آن ها هستیم، که بطور عادی از دید روزمره ما پنهان­اند. بنابراین درک پارادایم­ها(پژوهشی، موضوعی، فکری، کاری و ...) منجر به نوعی آگاهی می­شود که به مراتب نسبت به فهم سطحی ما از پژوهش موضوع عمل و کار بسیار عمیق­تر، جامع­تر، قدرتمندتر، و در نتیجه پایاتر است(دانایی­فر، 1390).

باید توجه داشت که اگر چه پارادایم تعاریف بسیاری صورت گرفته و کاکردهای آن بیشتر در تحلیل مباحث فلسفه علم معنا یافته است، مانند «کاپرا در کتاب وب زندگی»، که پارادایم را مجموعه­ای از مفاهیم، ارزش­ها برداشت­ها و شیوه­های عمل مشترک یک جامعه علمی که نگاه خاصی نسبت به واقعیت شکل می­دهد و مبنای سازماندهی آن جامعه قرار می­گیرد. اما هدف از ورود به مباحث از نظرگاه پارادایم این است که نشان دهیم به قول بارکر «مرزهای بحث کجاست؟» و «چگونه در آن مرزها عمل کنیم تا موفق شویم؟». بیشتر صاحبنظران معطوف به نظرات کوهن پارادایم را دارای سه رکن 1- هستی شناسی 2- شناخت شناسی 3- روش­شناسی می­دانند. بنابراین در تغییر پارادایم­، فرض­های هستی شناسانه، شناخت­شناسانه و روش­شناسانه دچار تغییر می­شوند. هستی شناسی اشاره به این دارد که از نگاه پژوهشگر واقعیت یک پدیده یا معنای واقعی که یک پدیده می­پذیرد چیست؟ شناخت آن واقعیت اشاره به شناخت شناسی دارد، یعنی فرایندی که انسان­ها برای شناخت واقعیت مورد استفاده قرار می­دهند و روش­شناسی به ابزار مورد استفاده برای شناخت اشاره دارد. پس پارادایم بنیان­های ذهنی عقبه هر سطح را آشکار می­کند(کتاب پارادایم­ها ساز و کار کشف آینده1992، بارکر به نقل از دانایی­فر، 1390).

مهم است که مباحث انسان طبیعت شهرسازی از کدام دریچه نگاه می­شوند و چگونه با همدیگر معنا و ربط می­یابند. البته شاید بهتر بود از واژه گفتمان به قول فوکو بجای پارادایم به نقل از کوهن استفاده میشد ولی نظر به کارکرد مورد نظر نویسنده بازی با الفاظ را صحیح ندانسته و مختصرا بدنبال توجه خواننده در ورود به مباحث از نظرگاه گفتمان یا پاردایم الهی و لزوم توجه به آن است. اجزا این پاردایم را در یک نگاه کلی ملهم از نظرات کوهن و سایرین به گفته نیومن (2000:65) می­توان اینگونه پنداشت. پارادایم به نوعی سیستم کلی اندیشیدن و تفکر اشاره دارد؛ سیستمی که فرد در قالب آن به پیرامون خود نگاه می­کند(هستی شناسی)، با آن رابطه برقرار میکند(شناخت شناسی)، با ابزار خاصی به سنجش آن می­پردازد(روش­شناسی)، به نحوی خاص به انسان­های پیرامون خود نگاه می­کند(انسان­شناسی)، از زبان خاصی برای پژوهش پیرامون خود استفاده می­کند(زبان پژوهش) و ارزش­های خود را در مشاهده دخالت می­دهد یا نمی­دهد(ارزش­شناسی).

فصل حاضر تمرکز خود را عمده بر روش­شناسی بنا نهاده و البته بنا به ضرورت مختصری پیرامون هستی شناسی و شناخت­شناسی مطالبی بیان می­کند. مباحث انسان­شناسی در فصل دوم مطرح می­شود، و مطالب زبان پژوهش و ارزش شناسی در تمامی فصول روح مطالب است.

لاکاتوش در تکمیل کار کوهن معتقد است که محققان، آن قدر آزاد و مختار نیستند که کاملاً دلخواه عمل کنند. آن­ها داراي یک برنامه راهبردي تحقیقاتی هستند که مشخص می­کند. کاوش­هاي کنونی و آینده آنها، چگونه باید باشد. این برنامه پژوهشی، سلسله­اي از راهبردهاي ایجابی و راهبردهاي سلبی دارد (گلاس و جانسون، 1373، ص 193). راهبرد سلبی این برنامه شامل استخوان­بندي آن است که نباید به هیچ وجه جرح و تعدیل و یا ابطال شود. مفروضات اساسی در هسته مرکزي برنامه قرار دارد. این هسته مرکزي یا مقاوم را کمربند محافظ از ابطال مصون نگه می دارد. کمربندي که شامل مجموع هاي از فرضیه هاي کمکی است. راهبرد ایجابی برنامه، شامل نظریه­هاي جدیدي است که به استخوان بندي برنامه اضافه می­شود و از پیش­بینی­هاي بدیعی برخوردار است که امکان توسعه و پیشرفت علم را فراهم می آورد،

موتور جستجوی سفارشی

خوانندگان محترم وبلاگ

نوار جستجوی بالا مطالب مرتبط با شهرسازی را در بالاترین رنک ها، از میان سایت های تخصصی

جستجو میکند. امیدوارم با استفاده از این موتور جستجوی سفارشی زودتر به مطالب مورد نظرتون برسید.

پدیده شرک

با شنیدن نام مشهد مقدس دلها ناخودآگاه به زیارت جان می رود و ذهن ها تداعی صحن و سرای با صفای غریب الغربا را می کند. به نوعی این صحن و سرا و این امام رئوف هویت شهر مشهد، استان خراسان و حتی ایران اسلامی است. اما این روزها صدا و سیما در اقدامی بی سابقه و شاید از اوج غفلت سعی در تعریف هویتی جدید برای مشهد مقدس دارد. اگر تا دیروز هویت مشهد با امام رئوف، علی ابن موسی الرضا و صحن و سرایش تعریف می شد. امروز نام مشهد وصله ای نچسب را در کنار خود می بیند. «شهر رویایی پدیده شاندیز»؟!!... شهری که قرار است رکورد بتن ریزی جهان را بزند و پس از تکمیل رقیبی برای صحن و سرای آقا شود. براستی ریشه این مسایل کجاست؟ چرا سیاست های شهرسازی کشور ما به همین راحتی اجازه می دهد که روابط پول و سرمایه، هویت اسلامی ما را مورد هجمه قرار دهد؟ چرا سود جویی و کسب ثروت به این راحتی می-توانند با مهم ترین مقدسات شیعیان قدرت آزمایی کنند و در برابر آن قد علم کنند؟ آیا شهرسازی بعنوان علم و هنر اسکان بشر و دانشی که به انتظام فضاهای زیستی برای انسان خلیفه ا... می پردازد، وظیفه ای جز فراهم آوردن بستر حیات طیبه اسلامی دارد؟ آیا شهرسازی بعنوان علمی که اقدام به صنع و خلقت فضا می کند، اجازه دارد در صنع و خلقت که جز صفات ذات اقدس اله است، به مقابله با نشانه های خدا بر زمین بپردازد؟ و انسان را از معبودش دور سازد؟ کار شهرسازی ما بجایی رسیده است که در عوض کوشش برای توجه تام و تمام انسان به پروردگار می کوشد تا او را از خدا غافل سازد. از این دست پروژه ها مشابه پروژه پدیده شاندیز در نظام شهرسازی کشور ما کم نیستند و تمامی آن ها یک چیز را هشدار می دهند. آن هم شهرسازی به مثابه «قد علم کردن در برابر جلال و جبروت و جذبه ی نشانه های خدا بر زمین»؛ و این هشدار وقتی به اوج می رسد که صدا و سیما نیز با آن هماهنگ می شود. و آماده سازی اذهان را در این کفر آشکار بعهده می گیرد. غریب نیست که تا چند سال آینده نام مشهد، «شهر رویایی پدیده شاندیز؟!!...» را - در عوض صحن و سرای آقا علی ابن موسی الرضا- تداعی کند. امید است دست اندرکاران پروژه پدیده شاندیز متوجه این زور آزمایی خود با مقدسات و هویت مردم این سرزمین باشند و مدیران صدا و سیما نیز با تاملی بیشتر در مضمون پیام های تبلییغی رسانه ملی متوجه عواقب بطئی پیام هایی از این دست باشند.