DSS(سیستم های پشتیبانی تصمیم)
-2: تاريخچه سيستمهاي پشتيبان تصميمگيري(این متن قسمتی از کتاب در دست ترجمه توسط اینجانب است.)
ريشههاي DSS را مي توان در كار برد الگوهاي كمّي در مسائل روزانه و تصميم های مديران در محيط سازماني جست و جو نمود. اين مفهوم در اوايل دهه70 متولد شد و در اصل حاصل دو مقاله نوشته شده در آن زمان ميباشد. اولين مقاله نوشته جي دي ليتل[1] (1970) با عنوان «الگوها و مديران: مفهوم محاسبه تصميم»[2] بود. ليتل مشاهده كرد كه بزرگترين مسئله مرتبط با الگوهاي علم مديريت اين بوده ست كه مديران به ندرت از آنها استفاده ميكنند. او مفهوم محاسبه تصميم را بهعنوان دو مجموعه «الگو محوري از روشهاي پردازش دادهها» و «قضاوتها در كمك رساندن به مدير در تصميمگيري»، توضيح داد. ليتل پيشنهاد كرد براي موفقيت چنين سيستمي، اين سيستم بايد ساده، نيرومند، با كنترلي راحت، كامل، متناسب با نيازهاي كاربر و آسان جهت ايجاد ارتباط باشد.
مقاله دوم «چارچوبی براي سيستمهاي اطلاعاتي مديريت»[3] نوشته گوري و اسكات مورتون[4] در سال 1989 بود. در آن مقاله، آنها اصطلاح سيستم پشتيبان تصميمگيري را ابداع كردند و چارچوب دو بعدي را براي پشتيباني كامپيوتر از فعاليتهاي مديريتي طراحي نمودند(نگاه کنید به جدول1-3). هريك از اين ابعاد موجود در چارچوب، بيشتر از آنكه شامل مولفههاي مجزا باشند، داراي مولفههاي مرتبط، تصور شدهاند. بعد عمودي آن طبقهبندي ساختار تصميم را كه در اصل توسط سيمون[5] (1960) پيشنهاد شده است، ارائه ميكند. سيمون پيشنهاد كرد كه تصميم ها مطابق ميزان قابليت برنامهريزي شدن(مكرر، روتين و معمولي) يا برنامهريزي نشدن(جديد، منحصر به فرد و تبعي) طبقهبندي شوند. بعد افقي اين چارچوب سطوح فعاليت مديريتي كه توسط آنتوني[6] (1965) پيشنهاد شده بود را ارائه ميكند.
محسن رفیعیان فارغ التحصیل رشته شهرسازی از دانشگاه تربیت مدرس تهران و عضو هیات علمی گروه شهرسازی دانشکده هنرو معماری دانشگاه یزد باشد.