«روش شناسی» مطالعات انسان طبیعت شهرسازی
رابطه انسان با طبیعت را میتوان در دو زمینه اصلی ارتباط بطئی و علمی او با محیط پیرامون بررسی کرد. ارتباط بطئی به تعامل انسان با طبیعت که ناخودآگاه است پرداخته و ارتباط علمی به تعامل از پیش اندیشیده وی با طبیعت اطلاق میگردد. در ارتباط علمی، که معمولا متخصصان بدان میپردازند، هدف کشف روابط بین پدیده ها و تسلط بر ساز و کارهای میان آنهاست. شهرسازی بعنوان یکی از دانش های بشری که ارتباط زیادی با انسان و طبیعت دارد. در طول دههها سعی در تبیین رابطه انسان و طبیعت داشته است. کتب فراوانی در این زمینه نگاشته شدهاست و نظریه پردازان بسیاری به این رابطه پرداختهاند. از منظری؛ نظریهپردازی و نگاه علمی به پدیدهها بطورکلی بر سه رویکرد استقرایی، ابطالگرایانه و پارادایماتیک بنا شده است. گرچه هستی شناسی، معرفتشناسی و روششناسی هرکدام از این رویکردها با هم متفاوتاند ولی نسبیگرایی و قائل بودن به عدم دستیابی به معرفت کامل و ثابت نسبت به حقیقت رگهی مشترک هرسه است. که موجب بروز تناقضاتی در بکارگیری این نظرات شدهاست.
توماس کوهن از نظریه پردازان مطرح فلسفه علم پیشرفت علم را متشکل از یک سری دورهای غیرمستمر از علوم هنجاری و تغییرات انقلابی میداند. این بدان معناست که برای یک دوره زمانی یک شیوه دیدن جهان هنجار تلقی میشود. و در صورتی که این شیوه پاسخگوی مسائل نبود، تناقضات بروز کرده و با بحران مواجه میشود و در نتیجه این بحران انقلاب علمی رخ میدهد. البته از دیدگاه کوهن پارادایم وسیعترین واحد اجماع درون یک رشته علمی است که یک جامه علمی یا خرده جامعهی علمی را از دیگری متمایز میسازد. بود چنین تحولی را در مقام قیاس با انقلابهای سیاسی، انقلاب علمی(پارادایم) مینامد.
نگاهی اجمالی به نظریات مبین رابطه انسان و طبیعت نشان میدهد که هر کدام از آن ها ریشه در پارادایمی دارند و بعضا دچار التقاط پارادایمی شده اند. برخی مطالعات به ریشه پارادایمی خود اشاره نموده اند و برخی در این زمینه سکوت نموده اند. در شرایط امروز با فرض اینکه بخشی از نابسامانیهای محیط زیست انسان، معلول ناتوانی او از تنظیم علمی رابطهاش با محیط پیرامون است و تناقضات روز افزونی در حال بروز میباشد. می توان گفت پارادایمها ناکارآمد شدهاند. و ضرورت روز افزون رهایی از دام فکری نگاهی درون پارادایمی و یا برون پارادایمی (فرا پارادایمی) مرسوم حس میشود. پارادایمها بهعنوان نوع نگرش به جهان(جهانبینی) دارنده اصول ثابت و فروعات مختص به خود میباشند. از آنجا که تبیین مبانی معرفت شناختی، هستی شناسی و روششناسی سنگ بنای مباحث میباشد. این مطالعه در تبیین رابطه انسان، طبیعت و شهرسازی بدنبال ترسیم روششناسی مطلوب از منظر پارادایمی الهی میباشد.
با توجه به موضوع پژوهش حاضر که تبیین روششناسی چگونگی ارتباط انسان، محیط و شهرسازی است. روش و فرایند پژوهش باید به گونهای تعریف شده که ابتدا مفهوم پارادایم و نظرات پیرامون آن بیان و سپس مختصات(هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی)پارادایم الهی تبیین گردد. در گام بعدی قابلیت این پارادایم در جهت دهی به بررسی علمی رابطه انسان، محیط و شهرسازی ارائه و روش مطلوب پژوهش در این حوزه پیشنهاد میگردد. شکل 1 ارتباط شماتیک مفاهیمی که در این فصل بدان پرداخته میشود را نشان میدهد.
محسن رفیعیان فارغ التحصیل رشته شهرسازی از دانشگاه تربیت مدرس تهران و عضو هیات علمی گروه شهرسازی دانشکده هنرو معماری دانشگاه یزد باشد.